عشق همراه با خشونت p16

عشق همراه با خشونت p16

از زبان ا/ت
+هوففف کوک تمام نشد
-گفتم طول میکشه
+انقدر اوفففففف خسته شدم
-آها تمام شد خب خب خب
منو تهیونگ سریع قدم زنان پشت
میز کنار کوک وایستادیم
~خب اینطور که معلومه 7 تا دوربین تو
حیاطه و
-3 تا تو آشپز خونه
+و 4 تا اتاق خواب و تو هر کودوم 2 دوربین
است
-و 2تا هم تو نشیمن
~سر جمع 18 تا دوربین
+و 12  تا بادیگارد که هر 10 ساعت شیفتشون
عوض میشهدور تا دور خونه 24 ساعته هستن
~پس زمینی نمیتونیم وارد شیم
- با راه هوایی هم نمیشه
+چرا
-خب تو الان هوایی چطوری میخوای بری تو
+هلیکوپتر
-احمق صدای هلیکوپتر پخش میشه
~چاره‌ای نیست پس از زیپ لاین استفاده میکنیم
-راست میگه
+اون وقت چطوری؟
~این دوربینو نگا این گوشه یه ساختمون خرابه
است میتونیم وارد این ساختمون شیم و یه طناب
از این ور تا خونه شوگا پرتاب کنیم با سه طناب
سایز کوچیک دیگه از روی طناب مثل زیپ لاین رد میشیم
-اوفففف هوشو
+آفرین خوب بلدی خراب کاری هاتو جمع کنی
~گگگگگگ
+ایشش
~ایشش
+مسخره
~مسخره
+اعععع
~اععع
+یاااااعدامو در نیار
-آه بسه مخم رفت
+خب الان راه بیوفتیم
-نه ساعت 4 شب میریم که خواب باشه
~اوک +اوک
-خب تا اون موقع چیکار کنیم
~فیلم ببینیم
+ژانر؟
-اکشن وعاشقانه
+ایول هستم 😉
~بریم
از اتاق اومدیم بیرون و یه فیلم با ژانر
مورد نظر گذاشتیم فیلمه 3 قسمتی بود و
زیادی صحنه داشت اوفففف واقعا خجالت
میکشیدم با دوتا پسر خونه هم خالی این
فیلما رو ببینم البته نکته بدش اینجاس که
من وسط کوک و تهیونگ بودم وایییی که یهو
چشم به تهیونگ افتاد بهم زل زده بود
~ا/ت تحریک شدی؟
+مسخره بازی در نیار این چه حرفیه معلومه که
نه آخه شما چی دارین که من باید تحریک شم
~یجور میگی انگار اصن اون شبو یادت نیست
-کودوم؟ ها؟ کودوم شب؟ یعنی چی؟ چرا من خبر ندارم؟
+هیچی بعدشم اون موقع خب خب.... چیزه..... اممم
~چیه نمیتونی بگی چون من جذابم
هر بار تحریک میشی
+.....
-ا/ت الان بیشتو سرخ شدی
+نه بابا رژگونه ست
~اعع نه بابا (از قضیه خبر داره اما بروز نمیده)
+اره
-خب دیگه بسه ساعت 3 باید راه بیوفتیم
+خب بریم آماده شیم کوک با تهیونگ برو اتاق
کارت و چند تا اسلحه و خب چیزایی که بدردتون
میخوره بگیرین برا منم همیت طور منم میرم
لباسامو عوض کنم
~واسه چی؟
+من واسه هر موقعیتی لباس عوض میکنم
~حتی برا حمام رفتن
یه خنده شیطانی زد
+نه ولی برای بعضی موقع ها
-خب بریم دیگه


.......... ادامه دارد...........
"" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" "" ""
شرط پارت بعد 25 تا کامنت 20 تا لایک
دیدگاه ها (۲۷)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

My Boy❄

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

تکپارتی جونگ کوک

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط