قصه ی دیده ی تر را به که باید گفتن؟ناله ی شام و سحر رابه

قصه ی دیده ی تر را به که باید گفتن؟ناله ی شام و سحر رابه که باید گفتن؟ سالها رفت و غم از سینه ی من پا نکشید این غم دیر گذر را به که باید گفتن؟از تو پنهان چه کنم؟دیدگان پدرم در دم مرگ-نگهی داشت که میسوخت مرا-نگهش غمزده بود-مات و ماتم زده بود .غصه ی مرگ پدر را به که باید گفتن ؟پدرم رفت و دل آشفته ی مادر بودم عاقبت مادر افسرده هم از دستم رفت وای آن لحظه ی درد غم این داغ بزرگ جگرم را خون کرد شرح این خون جگر را به که باید گفتن ؟آن زمانی که تورا با فرزند میرسد وقت وداع میروی در سفر دور و دراز و به دنبال تو تنها پسرت بی صدا میگرید قصه اشک پسررا به که باید گفتن ؟تلخی و رنج سفر را به که باید گفتن؟ داغ ها بسیارست دردها سرشارست وقت تنها شدنت که همه از غم تو بی خبرند و به سردابه ی تنهایی خویش هق و هق می گریی دمبدم می سوزی اوج این اشک و شرر را به که باید گفتن ؟ رنج این دیده ی تررا به که باید گفتن؟ به من ای همدم همدرد بگو این همه درد بشر رابه که باید گفتن؟سینه ام می سوزد وهمه بی خبرند تو بگو این خبر را به که باید گفتن؟به که باید گفتن؟
دیدگاه ها (۲۱)

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

«#ایام_فاطمیه» ، مجموعه اي از جگرهاي سوزان و چشم هاي گريان ع...

اجبار به بدبختی پارت ۶

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

پارت بیستم《Custom kiss》 ویو تهیونگ:+توی ...

پدرم نیست ...

برادر ناتنی

تکپارتی از شوگا وقتی دخترش بودی ولی اصلا دوستت نداشت:)سلام م...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط