کینه

______
دل سوخته از هیچ کسی کینه ندارد
جز آتشِ افروخته در سینه ندارد

یک عمر به دنبال چه و چون و چرایید!
ویرانه ی خود خواسته ، گنجینه ندارد

بَر، مِی زده گفتند چه حالیست ، تو داری
گم کرده ره خانه طمانینه ندارد

با شمع نیایید سراغ شَب ِ یلدا
در سینه بجز ظلمت دیرینه ندارد

این شام ِ بلندی ست که در نقطه ی پایان
جز خون زمین ریخته ، پیشینه ندارد

از خون انار است لبت سرخ ، که این مرد
جز آه ِ جگر سوز در آیینه ندارد

#سید_مهدی_نژاد_هاشمی
دیدگاه ها (۱)

🍒🌱دل سوخته از هیچ کسی کینه نداردجز آتشِ افروخته در سینه ندار...

یادت نرود با دلـــم از کیـنه چه گفتی!زیرِ لب از آن کینه‌ی دی...

از مهر چه گفتم من و از کینه چه گفتی؟آوخ که به این عاشق دیرین...

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)یاداور میخی شدم و تخته ی در سو...

ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دلو آتش هجر جگر سوز تو دود افکن...

#محرم ای جگر سوخته! آتش بگیرسینه ی افروخته! آتش بگیرناله! چر...

/ این بار زنده می خواهمت نه در رویا ، نه در مجاز این که خسته...

این بار زنده می خواهمتنه در رویا ، نه در مجازاین که خسته بیا...

گفت به مجنون صنمی در دمشقکای شده مستغرق دریای عشقعشق چه و مر...

هر شب من و دل تا سحر، در گوشه ی ویرانه ‏ها داریم از دیوانگی،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط