{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از مهر چه گفتم من و از کینه چه گفتی؟

از مهر چه گفتم من و از کینه چه گفتی؟
آوخ که به این عاشق دیرینه چه گفتی!

خون می‌چکد از بوسه گرمت چه بگویم؟
ای نشتر جان سوز به این سینه چه گفتی؟!

چون شمع سراپا شرر گریه‌ام ای خار
با این تن پر آبله و پینه چه گفتی؟

ای کاش که از رستم پیروز نپرسند
از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟

از خویش مکدر شد و چشم از همگان بست
ای آه جگرسوز... به آیینه چه گفتی!
دیدگاه ها (۱)

باید امشب به نگاهِ تو فقط سر بزنمسر به آن خلوتِ چشمانِ تو آخ...

نوشتم بی" تـو" غمگینم ،........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،مرا ب...

با این غزل که منتظرِ مرحبای توستبعد از چهل بهار، هوایم هوای ...

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفتخیره در چشم تو آنقدر که ...

این بار زنده می خواهمتنه در رویا ، نه در مجازاین که خسته بیا...

/ این بار زنده می خواهمت نه در رویا ، نه در مجاز این که خسته...

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی    !زیر لب از آن کینه دیرین...

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!زیر لب از آن کینه دیرینه چه...

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی !زیر لب از آن کینه دیرینه چ...

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!زیر لب از آن کینهء دیرینه چ...

یادت نرود با دلـــم از کیـنه چه گفتی!زیرِ لب از آن کینه‌ی دی...

#شعر_نو يادت نرود با دلم از کينه چه گفتي! زير لب از آن کينهء...

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!زیر لب از آن کینهء دیرینه چ...

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!زیر لب از آن کینهء دیرینه چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط