𓆩 پارت ۵۱ 𓆪 🖤

𓆩 پارت ۵۱ 𓆪 🖤

جیمین با دیدن ات که داشت از اتاق خارج می‌شد، مچ دستش را گرفت.

— کجا میری؟

ات برگشت و گفت: — جایی که تو نباشی!

جیمین لبخند کجی زد. — پس باید همه‌جا دنبالت بیام، چون بدون تو نمی‌تونم. 😏

ات خندید، اما سریع خودش رو جدی نشون داد: — چقدر لوسی، پارک جیمین!

جیمین نزدیک‌تر شد و آروم گفت: — فقط پیش تو، خانومم. ❤️
دیدگاه ها (۰)

𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا می‌...

ادامه پارت ۹جیمین گفت شوخی کردم شوخی کردم ات گفت فقط دوست مع...

Last leaves/رمان جیمین

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

𓆩 🖤 𓆪 ── 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐 ── 𓆩 🤍 𓆪╭─━━━━━━━━━━━━─╮🚗 𐙚 𝐕𝐢𝐞𝐰 𝐀𝐭 𐙚 🚗╰─━━━...

به دنیا اومدن بعضی آدما، خودش یه معجزه‌ست... 🥹💜و تو، پارک جی...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط