{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
فرض کن شک مثل آتش در تنت افتاده باشد
آتشی که با غرض در خرمنت افتاده باشد

فرض کن در شعرهایت زندگی کردی و حالا-
دفتر شعرت به دست دشمنت افتاده باشد

فرض کن در اوج خوشبختی بفهمی تیره بختی
عکس مردی دیگر از کیف زنت افتاده باشد!
.
فرض کن از حاشیه یک عمر دوری کرده باشی
ناگهان خون کسی بر گردنت افتاده باشد...
.
فرض کن یک لحظه قبل از رفتنت بر روی صحنه
اتفاقی، دکمه ی پیراهنت افتاده باشد!

فرض کن این فرض ها تقصیر تقدیر تو باشد
این که شک دنبال چشم روشنت افتاده باشد

آب دریای خزر کم خواهد آمد وقت شستن
لکه ی ننگی اگر بر دامنت افتاده باشد!...
دیدگاه ها (۱۱)

از زلزله و عشق،خبر کس ندهدآن لحظه خبر شوی،که ویران شده ای.‌....

داد و بیداد نکردم که در اندیشه ی منمرد آن است که غم را به گل...

ب ما دروغ گفتند ک خواستن ، توانستن است!گاهی...خواستن داغ بزر...

آخ ک چقد دلم واسه ی موجوداضافی تنگ شده...!!! ...

فرض کن شک مثل آتش در تنت افتاده باشدآتشی که با غرض در خرمنت ...

فرض کن شک مثل آتش در تنت افتاده باشدآتشی که با غرض در خرمنت ...

فرض کن شک مثل آتش در تنت افتاده باشدآتشی که با غرض در خرمنت ...

https://www.instagram.com/p/CQNtaAystbG/?utm_medium=copy_lin...

فرض کن در اوج خوشبختی، بفهمی تیره بختیعکس مردی دیگر از کیف ز...

انگار دست های تو تب دارند...لرزی عجیب در تنت افتادههرچند بست...

انگار دست های تو تب دارند...لرزی عجیب در تنت افتادههرچند بست...

بوی رویا می دهد عطر تنت این غزل، خوابیده در پیراهنت تا کمی آ...

انگار دست های تو تب دارند...لرزی عجیب در تنت افتادههرچند بست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط