اگه یه روز خوبترینِ زندگیم درمورد حال و روزم ازتون پرسید

اگه یه روز خوبترینِ زندگیم درمورد حال و روزم ازتون پرسید بهش بگید من و ببخشه
بگید هر بار وقتی حالم و پرسید خدارو شکر کردم و هر دفه سؤالش و تکرار کرد به دروغ گفتم خوبم که خیالش راحت شه!
بهش بگید این شبای آخر از درد تو خودم میپیچم و قلبم و تو مشتم فشار میدم اما صدای فریاد دردام و تو بالشت خفه میکنم مبادا به کسی برسه!
بگید از بی خوابیایی که با نوشتن و آهنگ گوش دادن و زل زدن به سقف اتاق گذشتن و سپری شدن!
بگید از دقیقه هایی که با یادش اشکام رو صورتم قل خوردن و لباسم و خیس کردن!
بگید از ساعتای تلخی که فکر میکردم از دستم دلگیر و ناراحته و دوس داشتم به خاطر بد بودن خودم بمیرم!
بگید من و واسه تمام روزایی که بد بودم یا اصلا بودم ببخشه!
بگید دارم درد میکشم و وسط این دردای مبهم حالم و نپرسه فقد حرف بزنه تا آروم شم!
بهش بگید هنوز تا همیشه دوسش دارم!...
#کیانا_نوشت
27 دی ماه 99(:

پ.ن1: جدا اگه بیان و درمورد من بپرسن چجوری توصیفم میکنید!؟؟
پ.ن2: هنوزم واسم دعا کنید! 💔
سرم داره میترکهههه و خوابم نمی‌بره! 🥺🤕
دیدگاه ها (۳۶)

عشقی حقیقی

پارت ۴ ویو ا.ت سر کلاس نشسته بودیم نامجون هنوز نیومده بود ای...

پارت ۹و رفت تو اتاق و همینطور که پاهام دور کمرش حلقه بودو با...

True Love①⑤این وسط عوضی خیانکار منم... سرم خیلی درد میکرد نم...

#تجربه_من ۱۳۶۶#فرزندآوری #دوتا_کافی_نیست #بارداری_بعداز_35_س...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

رمان اسیر خان پارت نوزدهم ۱۹

برده عمارت جئون

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط