پارت ۹

پارت ۹


و رفت تو اتاق و همینطور که پاهام دور کمرش حلقه بودو با دستام از شونه و گردنش گرفته بودم در اتاقو قفل کردو منو پرت کرد رو تخت. از شانس بد من خیلی محکم افتادم رو تخت و از درد آهی از دهنم بیرون اومد و این باعث شد کوک بیشتر تحریک بشه و این منو ترسوند. یهو مثل وحشیا روم حمله ور شد دوباره لبامو مکید.
(حاجی اصن این مکید ی فکر خیلی مزخرفو منحرف میاره تو ذهنم🤣)
همینطور که کیس میرفتیم یهو زبونشو وارد دهنم کرد و با زبونم بازی میکرد.(عوقققققق. خدایی من دارم اینارو مینویسم؟🤣🤣)
هر لحظه بیشتر داشت حالم بد میشد اما میدونستم اگه همراهی نکنم عاقبت بدتری دارم. پس مجبور بودم و وقتیایی که اینطوری وحشی میشد خیلی ازش میترسیدم. اما خب واقعا بابت این موضوع حال میکردم. چون میدونستم فقط منم که اینطوری دوسش داره و فقط منم که باهاش اینطوری میکنه چون دیده بودمش که با دخترای دیگه خیلی حرف نمیزنه.‌ اما خب مجبوره که باهاشون حرف بزنه چون اگه سرد باشه بهش هیت میدادن. جونگ کوک بخاطر من خیلی با دخترا گرم نمیگرفت چون میدونست من بدم میاد. اما قبلا اینطوری نبود. از وقتی باهمیم خیلی بچه تر و همچنین وحشی ترو ددی فاکر تر شده. داشتم به همینا فکر میکردم که متوجه شدم دستای کوک داره میره سمت لباسم. اولش گفتم چیزی نیس حتما فقط میخواد لمسم کنه. کم کم دستش رفت زیر لباسم و رو کمرم. بعد از چن دقیقه دستشو بیرون اوورد و میخواست لباسمو در بیاره که جلوشو گرفتم و بهش گفتم.
سوهی: کوکی جونم الان نمیشه!
کوک: هوففففف بیب بازم داری لج میکنی؟ خودت داری سعی میکنی تنبیهت کنم که نتونی راه بری!همینو میخوای؟اگه همینه من مشکلی ندارم. میتونم کاری کنم تا ۲ ماه راه نری. شایدم بیشتر. پس لطفا همراهی کن پرنسسم.
سوهی: اخه... چیزه... عام... میدونی...... اصن ولش کن بابا هر غلطی میخوای بکن.
کوک: افرین. حالا شد. پس دختر خوبی واسه ددیت باش.
سوهی: چشم عباس جون.
کوک: جانم... داری بیتربیت میشیااااا. تنبی...
سوهی: خیلی خب بابا ددی.
کوک: افرین بیب. خب خب هرلحظه بیشتر دارم درد میکشم پس شروع کنیم.
( سوهی تو مغزش:یا پنج تن آل عبا. بسم الله الرحمن الرحیم. خداوندا خودت خطم بخیرش کن.)(جرررررر🤣🤣🤣🤣🤣🤣)
و دوباره لباشو کوبوند رو لبام دوباره چن دیقه کیس رفتیم و کم کم دوباره دستش رفت سمت لباسم و این دفعه اجازه دادم که لباسمو در بیاره. منم همچین بدم نمیومدا. خیلی وقت بود اینطوری نشده بود. خیلی سرمون شلوغ بود. هی خدا من چقد مریضم.
لباسمو درآوورد و حالا دوباره جلوش با سوتین بودم. مشکل اینجا بود که دوباره سوتین بندی مشکیمو پوشیده بودم و وقتی تو تنم دیدتش بیشتر تحریک شد و واقعا دیگه نتونست تحمل کنه. منم از فرصت استفاده کردمو سرشو کشیدم کنار سرم و تو گوشش گفتم:
سوهی: ددی...!
طوری گفتمش که متوجه شدم هر لحظه دی_کش داره بزرگتر میشه. میتونستم احساس کنم و این یکم برام ترسناک بود. کوک سرشو عقب کشیدو با چشمای خمار تو صورتم نگاه کردو گفت:
کوک: من هی میخوام کاریت نداشته باشم و تو هی میخاری. پس دیگه نمیتونم کاری نکنم. ببخشید بیب. ولی نگران نباش فعلا مامان نمیشی. فعلا ما خیلی شبا باهم کار داریم.
و کمر بندمو باز کردو پرتش کرد ی گوشه. دکمه شلوارمم باز کرد و زیپ شلوارو کشید ی نگاهی بهش کردو دید که شورت مشکیمو پوشیدم که با دیدن اون صدبرابر تحریک شد(چقد ازین کلمه استفاده میکنم. خودم حالم داره بهم میخوره.😂)
و آهی مردونه کشیدو گفت:
کوک: مگه نگفتم دیگه اینارو نپوش؟ چرا به حرفم گوش نکردی؟
سوهی: عاممممم... بزار فک کنم.... شاید برا تو پوشیدمشون(عییییییییییی🤮🤮🤮)
کوک نیشخندی زدو گفت:
کوک: خیلی خب. حالا که اینطوریه ۱۰ راند میکنمت. خواستم بهت آسون بگیرمو بکنمش ۵ راند ولی خب خودت کردی که...
سوهی: لعنت بر خودم😂
کوک لباسشو دراووردو....

ادامه دارد....


پارت جدیدددددد. هوهوهوووووو
وای بچها! هرلحظه بیشتر داره حالم بهم میخورهههههه. نمیخواستم اسماتش کنم ولی خب چون درخواستتون واسه اسمات زیاد بود منم گفتم بزار ی اسمات بنویسم دیگه حرفی از اسمات نزنین😈
(مغز منحرف خودرا به نمایش بگذارم).
بعد اینکه پارت ۱۰ و ۱۱ رو نوشتم برای پارت ۱۲ میخوام شرط بزارم.
بوس بهتونننننننن💋💯🫶🏻
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۱«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»«منم همین طور کو...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

خب خب دوستانامروز براتون سه تا پارت دادم البته امشباینکه می‌...

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

عمارت بلک وود

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

the first lie

The unwanted roommate _________________________ویو جئون جونگ...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط