{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♡Crazy of love♡                            pt15

♡Crazy of love♡                            pt15
دیوانهٔ عشق


( ویوی یونگی )
ات داشت میوفتاد که افتاد بغل جیمین
همون لحظه که ات افتاد بغل جیمین انگار یه پارچ آب یخ ریختن روم
کل بدنم بی حس شده بود
جیمین براید استایل ات رو بغل کرد و بردش رو کاناپه و بعدش خودش اومد نشست
حالم خیلی بد بود
تنها کاری که یکم آرومم میکرد خوابیدن بود
- جیهوپ
$ بله؟
- من یکم زیاد الکل خوردم خوابم میاد میخوام یکم بخوابم برم کدوم اتاق؟
$ اوم..فکر نکنم هیچکدوم از اتاقا آماده باشه برو تو اتاق خودم بخواب
- اوکی
رفتم تو اتاق جیهوپ خوابیدم
خیلی حالم بد بود
زودتر خوابیدم
( فلش بک به فردا صبح )
( ساعت 6 صبح )
( ویوی ات )
با سردرد شدیدی از خواب پریدم
انگار دیشب همینطوری با همین لباسا خوابیده بودم
رفتم لباسام رو عوض کردم و رفتم پایین یه چیزی بخورم که دیدم ساعت ۶ صبحه و همه خوابیدن
خیلی گشنم بود خوابمم نمیبرد
یخچال رو چک کردم ببینم چیزی داریم برای خوردن
یکم از باقی مونده ی کیک دیشب مونده بود یکمم شیر کاکائو داشتیم
کیک رو ریختم تو یه ظرف و شروع کردم به خوردن و شیرکاکائو هم آوردم
خیلی حوصلم سر رفته بود پس لپتاپم روشن کردم یکم فیلم ببینم
ادامه دارد...
با اینکه شرط ها نرسید اما گذاشتم🥲
دیدگاه ها (۰)

دختر تنها{3}

رمان

#عشق_بعد_نفرتپارت 10ویو یونگیچرا این اینطور شد؟ یعنی از حرفم...

تک پارتی به مناسبت تولد جیمین

جیمین منو ات از دفتر مدیر اومدیم بیرون و ات گفت + پس فردا م...

صلح با بوسه ای روی لبم از خواب بیدار شدم...وقتی چشمم رو باز ...

/عشق فراموش شده/{p6} ...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

Destiny part 8

وقتی درسش بد بودو ..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط