صلح با بوسه ای روی لبم از خواب بیدار شدم...وقتی چشمم رو ب

صلح با بوسه ای روی لبم از خواب بیدار شدم...وقتی چشمم رو باز کردم اولین چیزی که دیدم جیمین بود
گفت:سلام دختر خوشگل بابا
گفتم:سلام عشقم عشقم(خوابالویی)
ملیکا با موهای شلخته و صورت خواب‌آلود اومد توی اتاق و سریع رفت بغل جیمین
ملیکا:سلام بابایی
جیمین:سلام دختر قشنگم
ملیکا بوس محکمی روی لپ باباش گذاشت که من گفتم:پس مامان چی؟(محل سگم به من نمیده)
برگشت و گفت:سلام مامانی .و منم بوسید و از اتاق رفت
بیرون
جیمین گفت:ویرا حاضر شدی بیا توی آشپزخونه برات صبحونه ی مورد علاقه ات رو درست کردم
گفتم باشه
پاشدم یه لباس خوشگل پوشیدم ‌یه آرایش ملایم کردم چون جیمین آرایش سنگین دوست نداشت و رفتم توی آشپز خونه و دیدم جیمین برام پنکیک شکلاتی با توت فرنگی درست کرده
نشستم و شروع کردیم به خوردن که...
دیدگاه ها (۹)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "44""ویو پارک آنجلینا"صبح ...

بادیگارده شخصی من پارت۳

پارت ۴۲

پنهان عشق

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

چند پارتی Pat : 2اسم : وقتی بهت سیلی میزنهنشانه ا.ت : (*)نشا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁶ویو میکا_____صبحِ روزِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط