#عشق_بعد_نفرت
#عشق_بعد_نفرت
پارت 10
ویو یونگی
چرا این اینطور شد؟ یعنی از حرفم ناراحت شد؟
ای خدا چرا عذاب وجدان گرفتم
دوباره نشستیم ادامه فیلم رو نگاه کردیم
"یک ساعت بعد"
رومو برگردوندم دیدم ات خیلی کیوت خوابیده و تو خودش جمع شده اعضا رفتن تو اتاقشون و خوابیدن منم ات و برداشتم ببرم اتاقش که کبودیاش روی تنش معلوم شد اینا چین بی خیال شدم گذاشتمش تو تختش و پتو رو روش کشیدم رفتم اتاق خودم و دراز کشیدم
یعنی اون کبودیا چی بودن؟
چرا همیشه مخفیش میکرد؟
اثلا چرا وقتی نزدیکش میشم بدنم داغ میکنه؟
که با همین افکار به خواب فرو رفتم
"فردا صبح"
ویو ات
با سرگیجه و بدن درد بیدار شدم دیشب زیاده روی کردم نباید زیاد از اون قرصا میخوردم وایسا من کی اومدم تو تخت؟ بی خیال شدم و رفتم سمت سرویس بهداشتی بعد کارای لازم اومدم بیرون یه کم بالم لب زدم و موهامو بستم بعدش رفتم پایین هیچکس هنوز بیدار نشده بود یکم صبحانه اماده کردم موقع چیدن میز جین ونامجون اومدن
نامجین: سلام صبح بخیر ات(لبخند خواب الود)
ات: صبحتون بخیر (لبخند)
اومدن یکم کمکم کردنو نشستن بعد چند مین همه اعضااومدن و شروع کردیم به خوردن
نامجون: اهم اهم خب بچه ها فردا کنسرت داریم باید تمیرن کنیم و بعد از کنسرت تعطیلات داریم باید صدمونو بزاریم تا آرمی ها لذت ببرن
همه اعضا باهم: اماده ایم
ویو راوی
اعضا صبحانه خوردن حاضر شدن و رفتن سمت کمپانی
پارت 10
ویو یونگی
چرا این اینطور شد؟ یعنی از حرفم ناراحت شد؟
ای خدا چرا عذاب وجدان گرفتم
دوباره نشستیم ادامه فیلم رو نگاه کردیم
"یک ساعت بعد"
رومو برگردوندم دیدم ات خیلی کیوت خوابیده و تو خودش جمع شده اعضا رفتن تو اتاقشون و خوابیدن منم ات و برداشتم ببرم اتاقش که کبودیاش روی تنش معلوم شد اینا چین بی خیال شدم گذاشتمش تو تختش و پتو رو روش کشیدم رفتم اتاق خودم و دراز کشیدم
یعنی اون کبودیا چی بودن؟
چرا همیشه مخفیش میکرد؟
اثلا چرا وقتی نزدیکش میشم بدنم داغ میکنه؟
که با همین افکار به خواب فرو رفتم
"فردا صبح"
ویو ات
با سرگیجه و بدن درد بیدار شدم دیشب زیاده روی کردم نباید زیاد از اون قرصا میخوردم وایسا من کی اومدم تو تخت؟ بی خیال شدم و رفتم سمت سرویس بهداشتی بعد کارای لازم اومدم بیرون یه کم بالم لب زدم و موهامو بستم بعدش رفتم پایین هیچکس هنوز بیدار نشده بود یکم صبحانه اماده کردم موقع چیدن میز جین ونامجون اومدن
نامجین: سلام صبح بخیر ات(لبخند خواب الود)
ات: صبحتون بخیر (لبخند)
اومدن یکم کمکم کردنو نشستن بعد چند مین همه اعضااومدن و شروع کردیم به خوردن
نامجون: اهم اهم خب بچه ها فردا کنسرت داریم باید تمیرن کنیم و بعد از کنسرت تعطیلات داریم باید صدمونو بزاریم تا آرمی ها لذت ببرن
همه اعضا باهم: اماده ایم
ویو راوی
اعضا صبحانه خوردن حاضر شدن و رفتن سمت کمپانی
- ۱۵۹
- ۳۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط