{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جونگ کوک: یونا تو خیلی با حالی

جونگ کوک: یونا تو خیلی با حالی
یونا: ممنون
جونگ کوک: راستی خانوادت کجان
یونا: ایران هستن
جونگ کوک: یعنی تو ایرانی هستی
یونا: آره

جونگ کوک ویو
یونا منو رسوند خونه
فکر می کنم عاشق یونا شدم
نه بابا اصلا امکان نداره ولش کن بهتره بخوابم

یونا ویو

رفتم خونه لباسمو عوض کردم آرایشمو پاک کردم و خوابیدم

صبح

جونگ کوک ویو

صبح با آلارم ساعت بیدار شدم رفتم حموم لباسمو پوشیدم مو ها مو درست کردم غذا خوردم و بسمت مدرسه حرکت کردم

یونا ویو
با صدای آلارم ساعت بیدار شدم
رفتم حموم مو هامو خشک کردم لباسمو پوشیدم یه آرایش ملایم کردم غذا خوردم امروز می خواستم با ماشین برم گرون ترین ماشین رو انتخاب کردم و به سمت مدرسه حرکت کردم

هر دو به مدرسه رسیدن

جونگ کوک: سلام یونا
یونا: سلام جونگ کوک
جونگ کوک: از این به بعد کوک صدام کن
یونا: باشه کوک
جونگ کوک: حالا خوبه

هردو رفتن داخل کلاس

استاد: امروز دانش آموز جدید داریم خود تو معرفی کن

جیمین: سلام پارک جیمین هستم
معلم: متونی اونجا بشینی
جیمین ویو
امروز به مدرسه جدید می خواستم برم
خودمو معرفی کردم یه دختر توجهمو به خودش جلب کرد خیلی خوشگل بود از بچه ها پرسیدم اسمش چیه فکر کنم اسمش یونا بود
دیدگاه ها (۳)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

چند پارتی جونگ کوک دعواییسلام من ات هستم ۲ ساله با کوک ازدوا...

رئیس دوست داشتنی من پارت دومصبح شد ومن با صدای آلارم گوشیم ب...

پارت ۱ویو جونگ کوک:صبح ساعت ۱۰ بیدار شدم و رفتم پایین صبحانه...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

.PRISON MAFIA.

پسر بد (61)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط