{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینک موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که در من می‌گذرد.

اینک موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که در من می‌گذرد.

اینک موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که چون جوبارِ آهن در من می‌گذرد.

اینک موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که چونان دریایی از پولاد و سنگ در من می‌گذرد.







در گذرگاهِ نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کردم

در گذرگاهِ باران سرودی دیگرگونه آغاز کردم

در گذرگاهِ سایه سرودی دیگرگونه آغاز کردم.



نیلوفر و باران در تو بود

خنجر و فریادی در من،

فواره و رؤیا در تو بود

تالاب و سیاهی در من.



در گذرگاهت سرودی دیگرگونه آغاز کردم.







من برگ را سرودی کردم

سرسبزتر ز بیشه



من موج را سرودی کردم

پُرنبض‌تر ز انسان



من عشق را سرودی کردم

پُرطبل‌تر ز مرگ



سرسبزتر ز جنگل

من برگ را سرودی کردم



پُرتپش‌تر از دلِ دریا

من موج را سرودی کردم



پُرطبل‌تر از حیات

من مرگ را

سرودی کردم.
دیدگاه ها (۳)

گریه آخر شبهایم کافی نبود...این روزها:به یاد صبح بخیر گفتنها...

به اندازه ی یک فنجانِ قهوهبه اندازه ی چند دقیقه، با من نشسته...

و امروز از پس سانت به سانت فاصله از پس این ...

.تا كي قلمم را روی كاغذ بيهوده بچرخانمكه صدايت نزنمچقدر پرده...

من مرگ را...در گذرگاهِ نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کردمدر گذرگا...

من مرگ را...در گذرگاهِ نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کردمدر گذرگا...

اینک موج سنگین گذر زماناینک موج سنگین گذر زمان است که در من ...

شاملو

در گذر گاه نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کرده ام در گذرگاه باران...

نیلوفر و باران در تو بودخنجر و فریادی در من،فواره و رؤیا در ...

نیلوفر و باران در تو بودخنجر و فریادی در منفواره و رؤیا در ت...

نیلوفر و باران در تو بودخنجر و فریادی در من،فواره و رؤیا در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط