{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من مرگ را ......

من مرگ را ......
در گذرگاه ات سرودی دیگر گونه اغاز کردم
نیلوفر وباران در تو بود
خنجر وفریادی در من
فواره ورویا در تو بود
تالاب وسیاهی در من
در گذر گاه باران سرودی دیگر گونه اغاز کردم .
دیدگاه ها (۱)

برای دلم ......ای زنی که صبحانه ی خورشید در پیراهن توست پیرو...

A Love Poem (after reading a New York Times article rea mumm...

عرفان باده ناب . اب کم جو تشنگی اور به دست !ملای روم

ناب . ای پری وار در قالب ادمی حضورت بهشتی ست که گریز از جهنم...

پرسه در جنگل...کم‌کم هوا رو به غروب می‌رفت.ات و کوک با چند ت...

Covenant of Blood and Silk

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط