{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم,

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم,
خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید.😥 😔
دیدگاه ها (۴)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

Iove and the moonPart34 یونا: سلام میرا جان میرا:سلام یونا ...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

آوای شبپارت ۱۹موقعیت : شامانیا به زور قاشقو توی دهانش میگذاش...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ¹⁰برای راحت ساختن خی...

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

جادویی به نام عشق

The unwanted roommate _________________________در رو باز کرد...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط