Iove and the moon

Iove and the moon

Iove and the moon
Part34

یونا: سلام میرا جان

میرا:سلام یونا تهیونگ گفته بود خیلی خوشگلی لما باورم نشد تا وقتی این همه زیبایی دیدم

یونا : قربونت برم رومی یکم یاد بگیر

رومی: یونا مگه من .. سلام میرا جان

یونا: خب چی دوست دارین بخوريم


شروع به انتخاب غذا کردن


یونا: خب میرا یکم از خودت بگو

میرا: من دختر بزرگ چانگ بوگوم هستم عاشق خوابیدنم داخل شرکت پدرم کار میکنم ............

یونا: چیز هایی که دوست داری خیلی شبیه منه

رومی: دقیقا

تقریبا داشت ساعت ۴ میشد

میرا: خدانگهدار من دیگه باید برم

یونا: از آشنایی باهات خیلی خوشحال
شدم

رومی: امیدوارم خیلی زود دوباره ببینمت

یونا: رومی دلم برای کوک تنگ شده الان ۱ روز که نیست

رومی:هعی میخوای بهشون زنگ بزنیم

یونا: کوک عشقم سلام خوبی

کوک:سلام عشقم خیلی دلم برات تنگ شده کار هام دیگه داره تمام میشه فردا شب میام

یونا:هوراااااا چه زود مگه یه هفته نبود

کوک: انقدر سریع کارهارو انجام دادم که تور ببینم کا داره تمام میشه

یونا: دلم یه بغل گرم نرم میخواد

کوک:منم دلم یه لب نرم گرم میخواد

یونا: کوکککک

کوک: جانم

یونا: زشته

کوک :باشه دیگه تکرار نمیشه

یونا:خوبه پس خدانگهدار

کوک:خدانگهدار

روی: دلم براش تنگ شده پشت تلفن صداش خسته‌ بود

یونا:مال کوک هم همین طور بود

رومی: وقتی امد باید براشون کلی کار انجام بدیم

یونا: اره دقیقا میریم بغلشون میخوابیم

رومی: دستت درد نکنه چقدر کار انجام میدی

یونا: میدونم

#عشق_وماه
دیدگاه ها (۱۴)

Iove and the moonPart40به خونه رسیدم یونا: من اینجور فکر میک...

#میکاپ_آرتیست_من

سلام بچه ها خوبید چخبر اونایی که مدرسه رفتن ؟امروز خیلی افتض...

قرار ساختگی واقعی

the first lie

پارت ۱۰یونا: نههه چرا تویونگی : بگو انقد کش نده مگه‌کیهیونا:...

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

مافیای من

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

یاد تون گفتم دلم میخواد ادیت بزنم با آهنگ عه الان زدم بعد حا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط