{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#بخش_۶

#بخش_۶


مرفه‌ترین‌ و فقیرترین‌ انسان دنیا

امام‌ مسلم‌ در کتاب‌ صحیح‌ خود از انس‌ بن‌ مالک‌ روایت‌ می‌کند که‌ آنحضرت‌ فرمود: «یُؤْتَی بِأَنْعَمِ أَهْلِ الدُّنْیَا مِنْ أَهْلِ النَّارِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَیُصْبَغُ فِی النَّارِ صَبْغَةً ثُمَّ یُقَالُ یَا ابْنَ آدَمَ هَلْ رَأَیْتَ خَیْرًا قَطُّ هَلْ مَرَّ بِکَ نَعِیمٌ قَطُّ فَیَقُولُ لاَ وَاللَّهِ یَا رَبِّ. وَیُؤْتَی بِأَشَدِّ النَّاسِ بُؤْسًا فِی الدُّنْیَا مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَیُصْبَغُ صَبْغَةً فِی الْجَنَّةِ فَیُقَالُ لَهُ یَا ابْنَ آدَمَ هَلْ رَأَیْتَ بُؤْسًا قَطُّ هَلْ مَرَّ بِکَ شِدَّةٌ قَطُّ فَیَقُولُ لاَ وَاللَّهِ یَا رَبِّ مَا مَرَّ بِی بُؤُسٌ قَطُّ وَلاَ رَأَیْتُ شِدَّةً قَطُّ» .
ترجمه‌: «روز قیامت، مرفه‌ترین‌ انسان‌ نافرمان‌ دنیا را در آتش،‌ غوطه‌ داده‌، بیرون‌ می‌آورند آنگاه‌ از او می‌پرسند: ای‌ فرزند آدم‌! آیا تاکنون‌ آسایشی‌ دیده‌ای‌؟ و از نعمتی‌ بهره‌مند شده‌ای‌؟ می‌گوید: سوگند به‌ خدا که‌ هیچ رفاه‌ و آسایشی‌ ندیده‌ام‌. پس از او فقیرترین‌ انسان‌ دنیا را که‌ مومن‌ بوده‌ است‌ برای‌ چند لحظه‌ درمیان‌ نعمت‌های‌ بهشت‌ قرار می‌دهند سپس‌ از او می‌پرسند: ای‌ فرزند آدم‌؟ آیا هیچگاه ‌ دچار فقر و مصیبتی‌ بوده‌ای‌؟ می‌گوید: سوگند به‌ خدا که‌ هیچ‌‌گونه‌ رنج‌ و مصیبت‌ و فقری‌ ندیده‌ام».
«اَنْعَمْ‌» واژه‌ تفضیل‌ است‌. یعنی‌ کسیکه‌ از بیشترین‌ آسایش‌ دنیا بهره‌مند بوده‌ و نعمت‌های‌ متنوعی از قبیل‌ ثروت‌، ساختمان‌های‌ مجلل‌، سواری‌های‌ پیشرفته‌، چندین‌ خدمه و سفره‌های‌ رنگین‌، انواع لباسهای زربافت‌، جواهرات‌ گرانقیمت‌، چندین‌ رقاصه‌ و.. در اختیار داشته‌ است‌ اما پس از اینکه‌ دست‌ نوازشگر آتش‌ دوزخ‌ که‌ حداقل‌ هفتاد برابر سوزنده‌تر از آتش‌ دنیا است‌ بر جسم‌ نازنینش‌ کشیده‌ شود، دیدگانش‌ باز می‌شود تا آنچه‌ را که‌ باور نداشت‌ و نادیده‌ می‌گرفت‌ از انواع‌ شکنجه‌های‌ دوزخ‌، غل‌ و زنجیر، مارهای‌ خطرناک‌، درخت‌ تلخ‌ و خار دار زقوم‌ و آب‌ جوشان‌ که‌ چون‌ بر سرش‌ ریخته‌ شود پوست‌ بدنش‌ فرو می‌ریزد وسهل‌ترین‌ عذاب‌ که عبارت است از پوشیدن‌ کفش‌های‌ آتشین‌ که مغز سر را بجوش‌ می‌آورد و صداهای‌ خشمگین‌ دوزخ‌ که‌ شعله‌‌هایش‌ بجان‌ هم‌ افتاده‌ و با شوق‌ برای‌ بلعیدن‌ شکار تازه‌ای‌ زبانه‌ می‌کشند، ببیند.
از اینرو‌ جای شگفتی نیست‌ که‌ مرفه‌ترین‌ فرد دنیا، دست‌ و پایش‌ را گم‌ کند و همه‌ نعمت‌های آن را یکباره‌ به فراموشی‌ بسپارد و سوگند یاد کند که‌ هیچ‌گاه‌ رنگ‌ آسایش‌ را ندیده‌ و هرگز نعمتی‌ نصیبش‌ نشده‌ است‌.
ابن‌ علان‌ عقیلی‌ می‌گوید: «ظاهراً اینطور به‌ نظر می‌رسد که‌ این‌ فرد مرفه،‌ با دیدن‌ مناظر هولناک‌ عذاب‌، دست‌ و پایش‌ را گم‌ می‌کند و با صراحت‌، همه‌ نعمت‌های‌ دنیا را بفراموشی‌ می‌سپارد. چون‌ واقعاً در ‌آنجا کسی‌ جرأت‌ دروغ‌ گفتن‌ ندارد. یا اینکه‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تمام آسایش و‌ نعمت‌های دنیا را در برابر همان‌ چند لحظه‌ عذاب‌ آخرت‌، هیچ‌ می‌پندارد و آنگاه‌ چنین‌ اظهار می‌نماید» .
دیدگاه ها (۲)

«کی گفته خدا با عشق و حال تو دنیا مخالفه؟!» خیلی وقت‌ها تصور...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم : د) - خداوند سبحان، پی...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

بسم الله الرحمن الرحیم وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ ن...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:1اگر داستان طوری پیش برود که هر نفر در ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

⋆ ───────── ☾ ───────── ⋆✞ 𝐨𝐧𝐞 𝐯𝐢𝐜𝐭𝐢𝐦, 𝐬𝐞𝐯𝐞𝐧 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬, 𝐨𝐧𝐞 𝐭𝐫...

بسم الله الرحمن الرحیم وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ ن...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط