🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀
#دلنوشته

▪ ️ مادر جان سلام🌸
روزهای #روضه‌ات از راه رسید🍃
پیراهن #مشکی‌ام را بنا بود امشب به تن کنم، در شبِ آغاز ایام عزای تو🏴
اما طوفانی آمد و #مصیبت به کاشانه‌ی گریه کُنانَت زد.😞
مصیبتی که لباس #عزا را زودتر بر تنمان نشاند😭

▫ ️ شنیده بودیم در #کربلا حسینِ تو وقتی علمدارش نیامد، قامتش خم شد و بلند گریه کرد😭 😭 😭
اما به پای دیدن نمی‌رسید این شنیدن ها👀
چند روز پیش با دو چشم سَر دیدیم و با تمامِ وجود درک کردیم که #علمدار نیاید بر اهل حرم چه میگذرد...😓
که « #ولی» چگونه ناله سر میدهد با صدای بلند...😔
که چه آتشی از دلِ #زینب گُر می‌گیرد🔥

▪ ️ مادر جان! تمام فکر و آرزویم این شده که « #سرباز» شوم برای #مهدی تو که علم بر زمین نماند✨ 🙌
دیدگاه ها (۳)

Part "73"☆ویو هانا☆فردای اون شب کذایی، رفتارهای ماریا کاملاً...

▪ ️ مادر جان سلامروزهای روضه‌ات دارد از راه می‌رسدپیراهن مشک...

یه روضه داشتم می‌خوندم دلمو سوزوند پیش خودم گفتم همین الان و...

چرا مادر سادات از امام حسن علیه السلام خواستن ماجرای کوچه رو...

امان از دل زینب👇 کم کم صدای قافله دارد می ایداز این طرف هم ...

دیگر تمام شد غمِ بابای فاطمه...بوسه زند حسین ، کفِ پاهای فاط...

آجرک الله یا فرج الله 💔

#زیباست_حتما‌_بخوانید😭 😔 #شهادت_حضرت_رسول_اکرم#شهادت_امام_حس...

♠ ️داستانک(عبرت اموز)👌 #شب_عروسی 🌸 🍃 🍂 🌸 🍃 🍂 🌸 🍃 🍂 🌸 شب عروس...

#داماد_حضرتــ_مادر... 😍 ..هر وقت که مادر واسه سر و سامون داد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط