{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صندلی در کلاس فلسفه

صندلی در کلاس فلسفه
يه روز يه استاد فلسفه مياد سر کلاس و به دانشجوهاش ميگه: «امروز ميخوام ازتون امتحان بگيرم ببينم درسهايي رو که تا حالا بهتون دادمو خوب ياد گرفتين يا نه...!»
بعد يه صندلي مياره و ميذاره جلوي کلاس و به دانشجوها ميگه: «با توجه به مطالبي که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنيد که اين صندلي وجود نداره!»
دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روي برگه.
بعد از چند لحظه يکي از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد.
روزي که نمره ها اعلام شده بود، بالاترين نمره رو همون دانشجو گرفته بود!
اون فقط رو برگه اش يه جمله نوشته بود: «کدوم صندلي؟»
دیدگاه ها (۱)

دختر و عروس از دید مادر از خانمی پرسیدند: «شنیده‌ام پسر و دخ...

پادشاهی با یک چشم و یک پا پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا ...

سمعک با کارکرد متفاوت مردی متوجه شد که نمی‌تواند خوب بشنود. ...

شعر بنی آدم ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ کرﺩ. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎی ﺗﺨﺘ...

چند پارتی جونگ کوک

سلام خانومیاخب...فکر کنم دیگه وقتشه حرف آخرمو بزنم نمیدونم.....

چند پارتی جونگ کوک

چپد پارتی جیمین پارت ۳

پارت هفدهم [فصل اول] | نتایج آزمون 📚⭐صبح روز بعد...هوای آکاد...

حسم به تو... (فصل2

Like swan 🦢#like_swan 𝑃𝑇13ویو نامجون: روز امتحان: روز امتحان...

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط