{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روزی میشه زنگ میزنن بهت

یه روزی میشه زنگ میزنن بهت
داد میزنی میگی خفه شین دروغ نگین
میای میبینی شلوغه
همه مشکی پوشیدن
دارن گریه میکنن
میپرسی چی شده؟!
میگن یه پسر مُرده
دارن غسلش میدن:)
باورت نشد نه؟
زوده براباورکردن
همه بلند شدن انگاری دارن میارنش
همه داد میزننباورت نشده
میگی نه ️اون اون پسر نیس
تابوتو دارن میبرن راه میای دنبالش
گیجی...نمیفهمی چه خبره
دارن میذارنم توی قبر
بازم نمیخوای باور کنی؟!
باورت میشه دارن رو اون پسری که
میگفتی زندگیمه خاک میریزن
داغون میشی
پاهات یاریت نمیکنن
دادمیزنی چیکار میکنیدنامردا؟!
اون زندگی منه
دارم اشکاتو میبینم
نباشم که گریه کنی عشقم
داری دیونه میشی؟!
میگه از تاریکی میترسه عشقم
از تنهایی میترسه اما دیگه فایده ای نداره
شب میشه تو اتاقتزل زدی به دیوار
صدا خنده هامووصدا گریه هاممیپیچه تو گوشت
یادِ گریه هام روزای بدش
یادته چقدر التماستو کردم؟!
چقدر گفتم دوست دارمو خندیدی:)
چی؟!الان تو التماسم میکنی که برگردم
نه...الان دیگه دیر شده
هیس...گریه نکن ️عشق من
من آروم خوابیدم...آروم خوابیدم
دیدگاه ها (۷)

سناریو کازتورا پارت اخر

رمان دخت من

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟗ویو فردا صبح.همه دور میز جمع بودن و مش...

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ششم]تهیونگ بلاخره رسید ، اون ده د...

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

فیک کوک فصل ²پارت ¹ویو راوی همانطور ا.ت جلوی عمارت ایستاده و...

خنده ی ممنوعه.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط