{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)
chapter:2
P.13
الیز:باشه
همه رفتن سر میز و شروع به خوردن کردن که
یونگی:کوک
کوک:بله
یونگی:ما اینجا میمونیم میخوایم تو این مدت کنارتون باشیم البته اگه خودتونم راضی باشین
کوک:چرا که نه اینطوری خیالمون راحت تره چون میدونیم جای همه امنه
یونگی:درسته و دوتایی با اون عوضی می‌جنگیم
کانگ وو:یاا دایی من اینجا نوخودچیم؟مگه الکی کلی تمرین کردم من کلی تلاش کردم که بابامو زمین بزنم تا با اون بجنگم بعد شما میگی میخواین دوتایی بجنگین واقعا که
الیز:اووو پس کانگ وو جان میخواد از خانوادش محافظت کنه چقدر بزرگ شدی تو
کانگ وو:پس چی
یونگی:باشه ببخشید سه تایی خوبه؟
کانگ وو:اره الان خوبه
همه:*خنده
....
یونگی:کوک مطمئنی میخوای کانگ وو رو وارد داستان کنی؟
کوک:نمیخواستم ولی اون خودش وارد داستان شد...هیونگ خیلی نگرانم جلوی ا.ت و کانگ وو نشون نمیدم ولی واقعا خیلی نگرانم نه به خاطر خودم بخاطر خانوادم میترسم بلایی سرشون بیاد
یونگی:میفهمم
کوک:هیونگ
یونگی:بله
کوکی:اگه یه وقت ...اگه یه وقت اون عوضی منو کشت..مراقب ا.ت و کانگ وو باش
یونگی:این چه حرفیه ها اگه بمیری من خودم برای دومین بار میکشمت مگه کشتن تو به این راحتیاست
کوک:بازم
یونگی:ای بابا ...زر اضافی نزن گمشو برو اتاقت بگیر بخواب فردا باید بریم شرکت
کوک:باشه
...
سویون:کانگ وو
کانگ وو:بله
سویون:راستش از صبح دلشوره عجیبی دارم
کانگ وو:...چرا
سویون:نمیدونم فقط خیلی شدیده دارم میترسم
کانگ وو:از چی
سویون:نمی دونم ...کانگ وو مامانامون
کانگ وو:مامانامون چی؟
سویون:اونا قرار بود امروز برن بازار اگه چیزیتون بشه چی؟
کانگ وو:نه بابا سویون منو نترسون...بعدشم اونا کلی بادیگارد دارن با خودشون
سویون:من نمیدونم کانگ وو ولی خیلی میترسم
کانگ وو:.....داری میترسونیم
ته مین :وای منم کم کم دارم میترسم
که صدای گوشیه ته مین بلند شد
کانگ وو:کیه؟
ته مین:بابام
جواب داد و
ته مین:الو
شین:الو پسرم ببینم ارباب کانگ وو پیشته؟*استرس
ته مین:اره ولی تو چرا اینهمه استرس داری چیزی شده
سویون:لعنتی قلبم الان میاد تو حلقم**بغض
کانگ وو:هیشش چیزی نیست
شین:سریع گوشیو بده بهش زود باش
ته مین:کانگ وو بابام با تو کار داره
کانگ وو:چه کاری؟
گوشیو ازش گرفت و
کانگ وو:سلام اقای شین
شین:سلام ارباب...ارباب لطفا خودتونو سریع برسونین با پدرتونم تماس گرفتیم فقط لطفا سریع بیاین اینجا*ترسیده
کانگ وو:چیشده عمو شین چرا اینهمه ترسیدی کجایی چرا باید بیام اونجا چیشده*نگران
شین:ارباب ...ما با مادرتون و همسر ارباب مین تو بازار نزدیک مدرستونیم ..افراد ته جونگ حمله کردن اونا میخوان مادرتونو بدزدن لطفا سریع خودتونو برسونین
کانگ وو:لعنتی...الان میام
و قطع کرد
سویون:چی شده
کانگ وو:حق با تو بود به مادرامون حمله شده میخوان بدزدنشون تو بازار نزدیک مدرسن عجله کن
سویون:ا الان باید چیکار کنیم*بغض
کانگ وو:فقط دنبالم بیا سریع
و شروع کرد به دوییدن سویون دنبالش رفت
ته مین:صبر کنین منم بیارمم
....
الیز:ا.ت باید چیکار کنیم
ا.ت:نمیدونم
شین:خانم با اربابا تماس گرفتیم شما فقط اینجا منتظر بمونین و جلو نیاین
ا.ت:باشه
شین:اخ
الیز:چ چی شد
شین:ف فرار کنین ..خ خانم ..ز زود ب با..شین
ا.ت:لعنتی بدو
سعی کردن فرار کنن اما افراد ته جونگ جلوشونو گرفتن
ا.ت:کوک عجله کن*اروم
الیز:فکر کنم دیگه کارمون تمومه
....
کوک:لعنتی بجنب
یونگی:سریع تر از این نمیره لعنتی؟
کوک:اگه بلایی سر ا.ت بیاد با دستای خودم میکشمش
یونگی:تنها نیستی مرد تنها نیستی
....
کانگ وو:د زود باشین دیگه
سویون:سریع تر از این نمیتونم
ته مین:منم همینطور
کانگ وو:ایشش لعنتی
...
ا.ت:ولمون کنین لعنتیا
الیز:دارین خودتونو تو دردسر میندازین عوضیا
&خفه خون بگیرین بتمرگین تو ماشین
بعد بستن درا بادیگاردا ام سوار شدن و راه افتادن همون لحظه کانگ وو از راه رسید
کانگ وو:چی لعنتی وایسا ..ماشینو نگه دار عوضیه اشغالللل
اما بی فایده بود اونا کم کم دور شدن و اروم از دید خارج شدن
سویون:لعنتی من که بهت گفتم ..الان چیکار کنیم..مامان ..اگه چیزیشون بشه چی *گریه
کانگ وو:من چه بدونم هان من خودمم نمیدونم نمیفهمم داره چی میشه لعنتی*بلند
ته مین:ب بابا ...بابااا...لعنتی
شین:م من خو..بم پسرم ..چ چی..زی نی.ست
سویون:الان چی میشه هان باید به حرفم گوش میدادی..کاش امروز نمیومدم مدرسه*گریه
کانگ وو:خفه شو سویون کاری از دست من بر نمیاد علم غیب که ندارم*داد
ته مین:هی پسر اروم باش اونم حالش بده
....
«دشمنِ اصلی، تازه از سایه‌ها برخاسته است.»
دیدگاه ها (۶)

معرفی ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:۲جئون جونگ کوک....

اسم فیک:آواز عشقشخصیت های اصلی:ا/ت، یونگی، جی وو، هانا،ته وو...

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط