وقتی با اجبار میشی زن دومش
وقتی با اجبار میشی زن دومش
پارت ۸
منو جین تصمیم گرفتیم بریم عمارت جدید پیش مادربزرگش و مادرش
هیچ خبری از لیا نبود نمیدونم کجا بود اصلا این دختره
۳ نصفه شب بود که منو جین تو ماشین نشستیم حرکت کردیم سمت عمارت مادربزرگش
لیا
همه ندیمه ها رفتن یک هفته پیش پدر و مادرشان فقط من بودم تو عمارت میترسیدم تنها بودم هوا تاریک بود یهو دیدم یکی اومد
پارت ۸
منو جین تصمیم گرفتیم بریم عمارت جدید پیش مادربزرگش و مادرش
هیچ خبری از لیا نبود نمیدونم کجا بود اصلا این دختره
۳ نصفه شب بود که منو جین تو ماشین نشستیم حرکت کردیم سمت عمارت مادربزرگش
لیا
همه ندیمه ها رفتن یک هفته پیش پدر و مادرشان فقط من بودم تو عمارت میترسیدم تنها بودم هوا تاریک بود یهو دیدم یکی اومد
- ۱۹۷
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط