P28

P28
+ینی واقعا عاشقمی(زیر لب)
-چیزی گفتی؟
+نه نه من میرم دوش بگیرم
-اوکی باهم میریم
+نه بابا درخاست دیگه ای ندارید؟
-هیی من دیشب کل بدنتو دیدم
+یااا میزنمتا انقد دیشبو یادم نندازز
-دلت میاد منو بزنی؟
+اره میزنمت
-الفرار
فلش بک*
&سلام مامانیییی
+سلام قربونت برم مننن بیا بغلم ببینممم
تهیون سولی رو بغل کرد ک تهیونگ با حرص نگاش کرد
-یا منم اینجام(چش غره)
+حسود کی بودی؟
-ایششش
&بابایی به یه بغل انقد حسادت کردی؟
تهیون گونه ی سولی رو بوسید سولی رفت تو شک بعد به قیافه تهیونگ نگاه کرد ک از عصبانیت قرمز شده بود اولش خندش گرفته بود ولی فهمید اگه یکم دیگه همونجوری بمونه بغل تهیون تهیونگ تهیون رو جرواجز میکنه با اینکه پسر خودش بود تهیون و تهیونگ چشم تو چشم داشتن به هم نگاه میکردن
+اهم (صرفه) بریم دیگه
-کجا بریم(با حرص)
&کجا مامان جون(میخاست حرص تهیونگ رو دراره و کلمه آخر رو کشیده گفت)
-تهیون پارت میکنما(دستاشو مشت کرد)
+یاا بستونه دیگه(داد)
تهیون و تهیونگ به خودشون ریدن با اون داد
-اول خودش شروع کرد
&هیییی اول تو حسودی کردی به من چه
-پسر میزنم تو ده...
+تهیونگ بسته(اخم و جدی)
-ایشش اصن میرم من تو با پسر یکی یدونت بمون و من بی کس و کار میرم تو خیابون مزاحمتون نمیشم
+میگم بس کن تهیونگ
-ولی اوننن.....
دیدگاه ها (۳۰)

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

# قولی_که_شکست ###پارت ۷جونگکوک گفت :+ته ته پرا تنو این‌طوری...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۶ نورا سرشو بلند...

گل خونی پارت 41: چرا  میری تازع داشتیم حرف میزدیم - باید گوش...

پارت ۴۶

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت یازدهمیونا نامه رو باز کرد و شرو...

مربی موتور سوار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط