{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند وقتی بود که

چند وقتی بود که
چشماش یک غمی داشت
یک غمی که آزارم می داد
کم حرف شده بود
مدت ها به یه نقطه خیره میشد
و فکر میکرد ...
یادمه وقتی ازش پرسیدم چیزی شده
که انقدر بهم ریخته ای تو چشمام زل زد
و گفت: دلتنگم، خیلی دلتنگم ...
نذاشت بپرسم دلتنگ کی، دلتنگ چی
دستمو گرفت و گفت تا حالا
به کسی حسادت کردی ؟!
سرم رو تکون دادم و گفتم
نمیدونم، شاید تو چی؟!
خندید و گفت آره ...
من به خودم حسودیم میشه
به همون کسی که بودم و دیگه نیستم
همونی که از یه جایی به بعد عوض شد
میدونی سخت ترین روزهای زندگی
همون روزایی هست که آدم دلتنگ
خودش میشه، حرفاشو درک نمی کردم
تا اینکه چند سال بعد روزای سختم
شروع شد. دلتنگ شدم، دلتنگ همون
کسی که تو گذشته بودم ...
دلتنگ همون حس هایی که مدت ها
تجربه نکرده بودم
دلتنگ خنده هایی که مصنوعی نبود
دلتنگ رویاهایی که هر چی گذشت
کمرنگ تر شد
همون جا بود که فهمیدم فرقی نداره
شرایط تغییرت بده یا سرنوشت
یا مسیری که انتخاب می کنی
اگر با گذشت زمان عوض بشی بالاخره
یه روز بی رحمترین دلتنگی میاد سراغت
دلتنگی که هیچ راه فراری نداره
دلتنگی که هیچوقت تموم نمیشه
فقط گاهی فراموش میشه، همین ...
دیدگاه ها (۱)

اول از همه برای جدیدا یه توضیحی از فیک بدم که تو پیج قبلیمم ...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3وقتی تو مدرسه دعوات شد....... جونگکوک: حرف قانع کن...

چند پارتی پارت ۱ | چرا از من متنفری؟ 🖤از وقتی تهیونگ وارد کل...

جونگ‌کوک تو برای من فقط یه اسم یا یه چهره نیستیتو یه حس عمیق...

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

به خط خطی جدید سلام کنید🎅🔥من هم به شما سلام میکنم_خبب اگه یا...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

دوپارتی هیونجین

The unwanted roommate ___________________________ویو پارک یو...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط