____[The Forbidden Crossing]____

تـقـاطـع مـمـنـوعـه¹⁸


یا حضرت پشممممم
چه هیکلی دارهههههههههه

همینجور داشتم نگاش میکردم که گفت:
+اگه دید زدنت تموم شد بفرما بیرون

یهو به خودم اومدم و دستپاچه شدم و گفتم:
-ههه؟
من؟
کی تو رو نگاه کرد؟
+معلومهه
نمیخوای بری بیرون؟
-اهههه
اینقدر حرف زدی یادم رفت چی میخواستم بگممم
موتور من هنوز توی پیستهههههه(یکم بلند)
+اییی درددددددد
-من بدون موتورم میمیرمممممم
تو رو خدا برام بیارششششش
+میری بیرون یا بندازمت بیرون؟
-نمیرمم
+باشه خودت خواستی
-ها؟

که یهو خواست حولشو برداره که گفتم:
-اییی نکن باشه باشه میرممم

سریع و دستپاچه از اتاقش زدم بیرون
منتظر بودم که بیاد بیرون که بهش بگم بره دنبال موتورم
که از اتاق اومد بیرون
+چته کچلم کردییی
-موتورمممممم
+اههه سرمو نخور همون دیشب به تهیونگ گفتم برش داره الان خونه تهیونگه
-جدییییی(ذوق فراواننننن)

با دیدن ذوق زیادم خندش گرفت
+اینقدر خوشحال میشی؟
-پس چی؟
اون موتورو بابام بهم دادههه
+حالا خونه تهیونگه اگه خواستیش بگم بیاره
-چه سوالیه آخهههه
بگو بیاره دیگههه
+باشه بابا حالا زنگش میزنمم

رفت که به تهیونگ زنگ بزنه
منم رفتم تو آشپزخونه که یه چیزی بخورم
همینجور در یخچالو باز کرده بودم و سرمو تا ته کرده بودم تو یخچال
فقط همه چیزو نگاه میکردم و نمیدونستم چی میخوام
که تهش به یه آب راضی شدم و چون مامانم خونه نبود همینجوری شیشه آب رو سر کشیدم
که یهو.....


#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
دیدگاه ها (۱۱)

My dady پارت⑥«ویو ات» سانا: خب ات داداشم داره میاد دنبالمونا...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۵قبله..توي انبار بود.. سرشو ...

Pat:10اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جواب بیبی چکم مثبت بود. هم تر...

اجبار به بدبختی پارت ۱۴

چند پارتی (درخواستی)

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

عشق خیانت انتقام

پارت شانزده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط