ادامه پارت 9

꧁فلش بک به کمی قبل꧂

جی وو داشت میرفت سمت اتاق که شونش رو محکم از پشت گرفتم و چسبوندمش به دیوار...

_ هوی عوضی! خوب داری با زن من خوش و بش میکنیااا

یه پوزخند حرصی زد و نگام کرد..

× چقدم برات مهمه..

_ خب که چی؟

× اگه من باهاش خوب نباشم پس کی توی این خونه بهش اهمیت میده؟ مرتیکه بی غیرت.... به خاطر مامان دروغگوت ببین چه بلایی داری سر دختره بیچاره میاری!

یقش رو گرفتم و تو چشماش نگاه کردم..

_ چطور میتونی پشت سرت مادرت اینجوری حرف بزنی؟

یه نیشخند عصبی زد و..

× اون مادره توعه نه من.... تمام دوران کودکی همش به تو محبت میکرده.. به من اصلا توجهی نداشت حتی وقتی از مریضی داشتم میمردم...

_ آخه تو چه میفهمی؟... من داشتم درس میخوندم ولی تو کارت همش بازیگوشی و رو اعصاب رفتن بود.... میدونست که با تو آینده ای در کار نیست پس حداقل به من بیشتر رسید که بتونم از اون وضع درمون بیارم...

× این.. این دلیله برای فرق گذاشتن.. به هر حال... منم.... منم بچش بودم... خودت داری میگی تنها امید خانواده بودی پس... پس وقتی تو بودی دیگه چه نیازی به من داشت؟.... چرا به من بدی کرد؟.... چرا وقتی تلاش تو کافی بود منو کنار گذاشت؟

آخرشو با داد گفت... اونی که... اصلا حرف نمیزنه.. همیشه ساکته.. و توی خودشه... این همه حرف داشت برای گفتن؟

_ اما.... اگه تو رو نمیخواست... با بابا میفرستادت بری...

× عه؟ نه بابا.... ما خودمون زغال فروشیم از این سیاه ترمون نکن.... بابا اصلا ما رو نمیخواست! به نظرت قبول میکرد منو با خودش ببره؟... اگه هم قبول میکرد من با کله میرفتم تا اینکه پیش شما دوتا بمونم...

دستمو محکم پس زد و یقش رو مرتب کرد...

× حداقل... اون دختره بیچاره رو از دست نده.... بی غیرتِ عوضی! (هوی!🗿😂🔪)

꧁꧂

موهای مشکی و لطیفش رو پشت گوشش زدم..

_ کدومتون راست میگین؟

پتو رو تا شونش کشیدم بالا... خودمم پشتم رو کردم و خوابیدم...

#وانشات #بی_تی_اس #چندپارتی #تکپارتی #درخواستی #فیکشن
دیدگاه ها (۲۲)

حرفش با داد اوسامو قطع شد:چی برای خودت داری میگی موری؟داری م...

نمی تونی سگ زرد !!!بخاطر همین با امثال #ظریف می خوای اون 400...

به زیباییه مشکی

حق حق وایخیلی رو مخه این قضیههمن خودم خیلی چیزا رو بعدا دیدم...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۲چند روز بعد، دوباره رفتم. این ب...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

قسمت ۴ «ات» با آرامش لبخند کمرنگی زد و مستقیم به چشم‌های جون...

وقتی دیر میای خونه (part2)رفتم طرف آشپزخونه بشقاب رو گذاشته ...

BTS Reaction | جرئت حقیقت وقتی جرئت می‌کنی بهشون بگی «اگه جر...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_4 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط