یک روز میرسد..

یک روز میرسد..
یک ملافه ی سفید پایان میدهد..
به من..
به شیطنت هایم..
به بازیگوشی هایم..
به خنده های بلندم..
روزی که همه با دیدن عکسم بغض میکنند و میگویند:
دیوانه، دلمان برای مسخره بازی هایت تنگ شده…!
 
#RaanaR
دیدگاه ها (۲)

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

ادامه

رمان اسیر خان پارت بیست و چهارم ۲۴ (پایانی)

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۳ از روزی که فلیکس به هیونجین جواب دا...

part : 9پاورچین پاورچین از در فاصله گرفتم و در اتاق اولی رو ...

𐙚 پارت ² | ویو نامرابالاخره زنگ تفریح خورد و من سریع کتابم ر...

One

007-پنهان در مه - پارت ۹۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط