p4
p4
فیلیکس: اوهه مگه کوری ماشین به این بزرگی و نمیبینیییی.... عاعا تو؟
رُز : اره من ادب نداری خو. ندیدم دیگه
فیلیکس: اوه نه فدا سرت ماشین مهم نی بهش فکر نکن
رُز: چیشد یهو اروم شدی😂
(...رُز به فیلیکس نزدیک میشه و میگه)
رُز: نکنه ازم خوشت میاد ؟
فیلیکس: هان؟ چی؟ ن بابا (با دست پاچه گی)
رُز: پ چرا انقد دست و پات و گم کردی؟ نکنه از اینک بهت نزدیکم مضطربی؟
فیلیکس: چه ربطی داره
رُز : خیلی خب حالا هرچی شمارم و داشته باش خسارت ماشین هرچقد شد بهم بگو بدون تعارف
فیلیکس: اوه حرف پول شد یادم اومد دیروز که اومدی تِریا کارتت و جا گذاشتی
رُز: اوه جدی؟ میشع بهم برگردونیش لطفا؟
فیلیکس: البتع یه لحضه صبر کن..... بیا اینجاست
رُز: ممنونم ...راستی من رزی ام ولی میتونی رُز صدام کنی
فیلیکس: خوشبختم منم فیلیکسعم
«شب»
ویو رُز
اییی امروز خیلی خسته شدم روز سختی بود
بزار به اُونی زنگ بزنم ببینم چیکار میکنه امروز اصن حرف نزدیم
............
رُز: الو اُونییییی
جنی: سلاااام چطوری دخترررر کجای بوددیییی
رُز: اوف اگه بدونی امروز چیا شدد
جنی: چیشده دختر
رُز: امروز با آقای جو جلسع داشتم دوبارع برای کار درخاست دادم ولی بازم رد شدم دلیلش و پرسیدم گف اینجا ما تصمیم میگیریم و اگه شما قبول نشدی یعنی صلاحیت نداشتی بخدا دلم میخاست جرواجرش کنم
جنی: اوووووف مرتیکه
رُز: اره دیکه تو چیکارا کردی؟
جنی: هیچی بابا رفتم پیش مامانم دیدم اون یارو هم هست برگشت گف اوو اینجا یکی دلش برام تنگ شده
رُز: 😂😂 این پسرع خیلی خوبه ...... حالا مامانت و دیدی؟
جنی: اره بابا دیدمش
رز: خب حالش چطور بود؟
جنی : خوب بود ...... اوه اُونی یکی در میزنه من باید برم
رُز: باشع خوشگلع برو
ویو فیلیکس
امروز روز واقعن بدی بود ولی یه بخش خوب داشت سر صبح انرژی گرفتم...... هی پسر داری به کی فکر میکنی اخههه
بهش زنگ بزنم؟ اخه زنگ بزنم چی بگم ولی شمارش و داد اییی خدااا دارم عقلم و از دست میدمااا نصف شبی دارم چیکا. میکنم اخه
ولی بزار بهش زنگ بزنم
......
رُز: الو
فیلیکس: .........
رُز: الو؟ ...... شما؟
فیلیکس: منم فیلیکس
رُز.: اوه تویی چخبر چیزی شده؟
فیلیکس : نه چیزی نشده
رُز: خب برای خسارت زنگ زدی؟ باشه بگو چقد میخای
فیلیکس: اوه نه نه برای اون نیست
رُز : پس اتفاقی افتاده؟ چیشدع خب پسر
فیلیکس: میشع فردا همو ببینیم؟ من برای همین زنگ زدم
رُز: اوه باشع کجا بیام؟
فیلیکس : ساعت ۵ میتونی بیای کافع باریستا؟
رُز: البتع باشه
فیلیکس: ممنونم شب خوبی داشتع باشی
رز: ممنونم همچنین
......
ایییی یعنی چی شب خوبی داشته باشییی گند زدم عیب نداره باید زود بخابم ک فردا خوب به نظر برسم
ویو جنی
بعد اینکه گوشی و با رزی قط کردم رفتم پایین که در و باز کنم که یهو دیدم......
پایان پارت۴
فیلیکس: اوهه مگه کوری ماشین به این بزرگی و نمیبینیییی.... عاعا تو؟
رُز : اره من ادب نداری خو. ندیدم دیگه
فیلیکس: اوه نه فدا سرت ماشین مهم نی بهش فکر نکن
رُز: چیشد یهو اروم شدی😂
(...رُز به فیلیکس نزدیک میشه و میگه)
رُز: نکنه ازم خوشت میاد ؟
فیلیکس: هان؟ چی؟ ن بابا (با دست پاچه گی)
رُز: پ چرا انقد دست و پات و گم کردی؟ نکنه از اینک بهت نزدیکم مضطربی؟
فیلیکس: چه ربطی داره
رُز : خیلی خب حالا هرچی شمارم و داشته باش خسارت ماشین هرچقد شد بهم بگو بدون تعارف
فیلیکس: اوه حرف پول شد یادم اومد دیروز که اومدی تِریا کارتت و جا گذاشتی
رُز: اوه جدی؟ میشع بهم برگردونیش لطفا؟
فیلیکس: البتع یه لحضه صبر کن..... بیا اینجاست
رُز: ممنونم ...راستی من رزی ام ولی میتونی رُز صدام کنی
فیلیکس: خوشبختم منم فیلیکسعم
«شب»
ویو رُز
اییی امروز خیلی خسته شدم روز سختی بود
بزار به اُونی زنگ بزنم ببینم چیکار میکنه امروز اصن حرف نزدیم
............
رُز: الو اُونییییی
جنی: سلاااام چطوری دخترررر کجای بوددیییی
رُز: اوف اگه بدونی امروز چیا شدد
جنی: چیشده دختر
رُز: امروز با آقای جو جلسع داشتم دوبارع برای کار درخاست دادم ولی بازم رد شدم دلیلش و پرسیدم گف اینجا ما تصمیم میگیریم و اگه شما قبول نشدی یعنی صلاحیت نداشتی بخدا دلم میخاست جرواجرش کنم
جنی: اوووووف مرتیکه
رُز: اره دیکه تو چیکارا کردی؟
جنی: هیچی بابا رفتم پیش مامانم دیدم اون یارو هم هست برگشت گف اوو اینجا یکی دلش برام تنگ شده
رُز: 😂😂 این پسرع خیلی خوبه ...... حالا مامانت و دیدی؟
جنی: اره بابا دیدمش
رز: خب حالش چطور بود؟
جنی : خوب بود ...... اوه اُونی یکی در میزنه من باید برم
رُز: باشع خوشگلع برو
ویو فیلیکس
امروز روز واقعن بدی بود ولی یه بخش خوب داشت سر صبح انرژی گرفتم...... هی پسر داری به کی فکر میکنی اخههه
بهش زنگ بزنم؟ اخه زنگ بزنم چی بگم ولی شمارش و داد اییی خدااا دارم عقلم و از دست میدمااا نصف شبی دارم چیکا. میکنم اخه
ولی بزار بهش زنگ بزنم
......
رُز: الو
فیلیکس: .........
رُز: الو؟ ...... شما؟
فیلیکس: منم فیلیکس
رُز.: اوه تویی چخبر چیزی شده؟
فیلیکس : نه چیزی نشده
رُز: خب برای خسارت زنگ زدی؟ باشه بگو چقد میخای
فیلیکس: اوه نه نه برای اون نیست
رُز : پس اتفاقی افتاده؟ چیشدع خب پسر
فیلیکس: میشع فردا همو ببینیم؟ من برای همین زنگ زدم
رُز: اوه باشع کجا بیام؟
فیلیکس : ساعت ۵ میتونی بیای کافع باریستا؟
رُز: البتع باشه
فیلیکس: ممنونم شب خوبی داشتع باشی
رز: ممنونم همچنین
......
ایییی یعنی چی شب خوبی داشته باشییی گند زدم عیب نداره باید زود بخابم ک فردا خوب به نظر برسم
ویو جنی
بعد اینکه گوشی و با رزی قط کردم رفتم پایین که در و باز کنم که یهو دیدم......
پایان پارت۴
- ۱۰.۸k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط