‌رفتم دکتر گفتم: بیزحمت دو ورق سفکسیم با یه دگزامتازون و

‌رفتم دکتر گفتم: بیزحمت دو ورق سفکسیم با یه دگزامتازون و یک سیتریزین واسه آبریزش بنویس.






دکتره گفت: داداش آدرس مطبتو بده، برا درد زانوم بیام پیشت😳😁😆
➖➖➖➖➖➖
لبخند شما آرزوی ماست 😊
دیدگاه ها (۰)

رمان عشق ممنوع

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

برده عمارت جئون

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

Pat:8اسم: عاشق چشماش شدمکوکی. زنگ زدم به ا.ت و گفتم امروز وس...

پارت یازدهم《جبران》《Custom kiss》 ×وایسا..+...

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

سم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "26" • • • • • • • • • "ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط