امکان واثبات معاد ازراه توجّه دادن به آفرینش آغازین انسان
امکان واثبات معاد ازراه توجّه دادن به آفرینش آغازین انسان
أَوَلَمْ یَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَۀٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ (یس / 77)
[آیا این انسان تاکنون درباره آفرینش خویشتن نیندیشیده؟ [و آیا این آدمی ندیده و ندانسته است که ما او را از نطفه اي ناچیز آفریدیم؟ چطور با وجود اين، آشكارا دشمنى می کند؟!
شأن نزول
در شأن نزول و داستان فرود این آیات مفسّران چنین آورده اند:
روزي یکی از مشركان، به نام عاصُ بْن وائِل و یا اُبَّیِّ بْن خَلْف یک قطعه استخوان پوسیده را که از شدت پوسیدگی درحال فروپاشی و پودر شدن بود پیدا کرد و آن را به همراه خود نزد پیامبر صلی الله علیه وآله آورد و فریاد برآورد که:
هان اي محمد!
چه کسی می تواند این استخوانهاي پوسیده را دگرباره زندگی بخشد؟ و چه کسی باور می کند که این استخوانهاي پودر شده دگرباره جامه هستی بپوشند؟!
به راستی آیا تو میپنداري که خدا دگرباره اینها را زنده می سازد؟!
پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله فرمود:
آري، نه پندار؛ که یقین دارم؛
و آنگاه بود که آیات هفتگانه سوره «یس» بر قلب مصفاي آن حضرت و براي پاسخگویی به آن پندارها و تردیدها فرود آمد.
با این بیان آن پدیدآورنده توانا و دانایی که میتواند در راه آفرینش و رشد بخشیدن به انسان او را از این مراحل چندگانه به صورت شگفت انگیزي عبور دهد و او را از نطفه اي ناچیز و بی مقدار به اوج کمال و اعتدال برساند و به او قدرت مقایسه و گزینش و انتخاب و بحث و کشمکش بدهد، چگونه نخواهد توانست آفرینش دیگري را در آستانه رستاخیز و روز رستاخیز پدید آورد و انسان را براي حسابرسی و دریافت پاداش و کیفر احضار نماید؟
و تازه می دانیم که آفرینش دگرباره، از آفرینش آغازین آسانتر است،
چرا که این تنها پدید آوردن است، امّا آن، افزون بر پدید آوردن پدیده هاي گوناگون، ابداع و ابتکار و پدید آوردن بدون هیچ سابقه و نمونه می باشد.
روشن است که آفرینش انسان را نمی توان به طبیعت نسبت داد، چرا که طبیعت، فاقد حیات و توان و شعور است.
چگونه میتوان از طبیعت، انتظار کاري با این همه شکوه و عظمت را داشت و آفرینشِ انسان، این شاهکار عظیم و بهت آور جهان هستی را به آن نسبت داد؟!
و نیز نمی توان آفرینش انسان و یا جهان را ره آورد تصادف و اتفاق نگریست، چرا که براي پیدایش هر پدیده اي پدیدآورنده اي توانا و دانا لازم است و جز این را خرد سالم و وجدان و فطرت نمی پذیرد و قانع نمی گردد.
آیه مورد بحث به این نکته جالب و تفکرانگیز نیز رهنمون است که انسان در شناخت آفریدگار هستی و گزینش دین و آیین و راه و رسم زندگی، باید خردمندانه و هوشیارانه عمل کند و با آگاهی و اندیشه و شناخت، با دین روبرو گردد؛
چرا که قرآن در این آیه بر مشرکان دلیل و برهان فرومی بارد و از آنان می خواهد که آفرینش دگرباره را با توجه به آفرینش نخست، مورد مطالعه قرار دهند و این را به آن قیاس نمایند؛
آری همان آفریدگار توانا و دانا و فرزانه اي که جهان و انسان را آفرید، بر آفرینش دگرباره آن نیز تواناست.
منبع: معادشناسى در قرآن کریم
أَوَلَمْ یَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَۀٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ (یس / 77)
[آیا این انسان تاکنون درباره آفرینش خویشتن نیندیشیده؟ [و آیا این آدمی ندیده و ندانسته است که ما او را از نطفه اي ناچیز آفریدیم؟ چطور با وجود اين، آشكارا دشمنى می کند؟!
شأن نزول
در شأن نزول و داستان فرود این آیات مفسّران چنین آورده اند:
روزي یکی از مشركان، به نام عاصُ بْن وائِل و یا اُبَّیِّ بْن خَلْف یک قطعه استخوان پوسیده را که از شدت پوسیدگی درحال فروپاشی و پودر شدن بود پیدا کرد و آن را به همراه خود نزد پیامبر صلی الله علیه وآله آورد و فریاد برآورد که:
هان اي محمد!
چه کسی می تواند این استخوانهاي پوسیده را دگرباره زندگی بخشد؟ و چه کسی باور می کند که این استخوانهاي پودر شده دگرباره جامه هستی بپوشند؟!
به راستی آیا تو میپنداري که خدا دگرباره اینها را زنده می سازد؟!
پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله فرمود:
آري، نه پندار؛ که یقین دارم؛
و آنگاه بود که آیات هفتگانه سوره «یس» بر قلب مصفاي آن حضرت و براي پاسخگویی به آن پندارها و تردیدها فرود آمد.
با این بیان آن پدیدآورنده توانا و دانایی که میتواند در راه آفرینش و رشد بخشیدن به انسان او را از این مراحل چندگانه به صورت شگفت انگیزي عبور دهد و او را از نطفه اي ناچیز و بی مقدار به اوج کمال و اعتدال برساند و به او قدرت مقایسه و گزینش و انتخاب و بحث و کشمکش بدهد، چگونه نخواهد توانست آفرینش دیگري را در آستانه رستاخیز و روز رستاخیز پدید آورد و انسان را براي حسابرسی و دریافت پاداش و کیفر احضار نماید؟
و تازه می دانیم که آفرینش دگرباره، از آفرینش آغازین آسانتر است،
چرا که این تنها پدید آوردن است، امّا آن، افزون بر پدید آوردن پدیده هاي گوناگون، ابداع و ابتکار و پدید آوردن بدون هیچ سابقه و نمونه می باشد.
روشن است که آفرینش انسان را نمی توان به طبیعت نسبت داد، چرا که طبیعت، فاقد حیات و توان و شعور است.
چگونه میتوان از طبیعت، انتظار کاري با این همه شکوه و عظمت را داشت و آفرینشِ انسان، این شاهکار عظیم و بهت آور جهان هستی را به آن نسبت داد؟!
و نیز نمی توان آفرینش انسان و یا جهان را ره آورد تصادف و اتفاق نگریست، چرا که براي پیدایش هر پدیده اي پدیدآورنده اي توانا و دانا لازم است و جز این را خرد سالم و وجدان و فطرت نمی پذیرد و قانع نمی گردد.
آیه مورد بحث به این نکته جالب و تفکرانگیز نیز رهنمون است که انسان در شناخت آفریدگار هستی و گزینش دین و آیین و راه و رسم زندگی، باید خردمندانه و هوشیارانه عمل کند و با آگاهی و اندیشه و شناخت، با دین روبرو گردد؛
چرا که قرآن در این آیه بر مشرکان دلیل و برهان فرومی بارد و از آنان می خواهد که آفرینش دگرباره را با توجه به آفرینش نخست، مورد مطالعه قرار دهند و این را به آن قیاس نمایند؛
آری همان آفریدگار توانا و دانا و فرزانه اي که جهان و انسان را آفرید، بر آفرینش دگرباره آن نیز تواناست.
منبع: معادشناسى در قرآن کریم
- ۱.۶k
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط