{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و عشقت پیروزی آدمی ست

و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد
و آغوشت
اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
که به هزار انگشت
به وقاحت
پاکی آسمان را متهم می کند
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد -
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم




احمد شاملو
دیدگاه ها (۳)

.کنده می‌شود از جاهواپیمامانندِ دلِ منهنگام دیدن مهمان‌داریک...

.هتلی ساخته ام از ترانه هایم برای تو!هتلی که در زمستانی سردب...

دختر ِ خیام! یک جرعه شرابم می دهی؟دزدکی بابا نفهمد...! شعــر...

غرق پاییزهای یک نفره ستهمه ی ابرهای اطرافمرج به رج کنج آرزوه...

هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خود برنخاستکه من به زندگی نشس...

و آغوشتاندک جائی برای زیستناندک جائی برای مردنو گریز از شهرک...

و آغوشت اندک جائی برای زیستن اندک جائی برای مردن و گریز از ش...

چشمان‌ات راز ِ آتش است. و عشق‌ات پیروزی‌ی ِ آدمی‌ست هنگامی ک...

چشمان‌ات راز ِ آتش است.و عشق‌ات پیروزی‌ی ِ آدمی‌ستهنگامی که ...

***چشمان‌ات راز ِ آتش است. و عشق‌ات پیروزی‌ی ِ آدمی‌ست هنگا...

چشمان‌ات راز ِ آتش است.و عشق‌ات پيروزي‌ي ِ آدمي‌ستهنگامي که...

پروانه چشمان‌ات راز ِ آتش است. و عشق‌ات پیروزی‌ی ِ آدمی‌ست ه...

چشمان‌ات راز ِ آتش است. و عشق‌ات پیروزی‌ی ِ آدمی‌ست هنگامی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط