و آغوشت

و آغوشت
اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
که به هزار انگشت
به وقاحت
پاکی آسمان را متهم می‌کند
کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی‌کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

📚 آیدا در آینه
✍🏻 #احمد_شاملو
دیدگاه ها (۰)

و آغوشت اندک جائی برای زیستن اندک جائی برای مردن و گریز از ش...

و عشقت پیروزی آدمی ستهنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد و آغوشت...

🎀💙... و #آغوشت🫂 اندک جائی برای زیستن اندک جائی برای مردن و گ...

چشمان‌ات راز ِ آتش است. و عشق‌ات پیروزی‌ی ِ آدمی‌ست هنگامی ...

***چشمان‌ات راز ِ آتش است. و عشق‌ات پیروزی‌ی ِ آدمی‌ست هنگا...

چشمان‌ات راز ِ آتش است.و عشق‌ات پيروزي‌ي ِ آدمي‌ستهنگامي که...

چشمان‌ات راز ِ آتش است. و عشق‌ات پیروزی‌ی ِ آدمی‌ست هنگامی ک...

چشمان‌ات راز ِ آتش است.و عشق‌ات پیروزی‌ی ِ آدمی‌ستهنگامی که ...

هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خود برنخاستکه من به زندگی نشس...

آغوشت اندک جایی برای زیستن اندک جایی برای مُـردنو گریزِ از ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط