{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمان‌ات راز ِ آتش است.

چشمان‌ات راز ِ آتش است.
و عشق‌ات پیروزی‌ی ِ آدمی‌ست
هنگامی که به جنگ ِ تقدیر می‌شتابد.
و آغوش‌ات
اندک جائی برای ِ زیستن
اندک جائی برای ِ مردن
و گریز ِ از شهر
که با هزار انگشت
به‌وقاحت
پاکی‌ی ِ آسمان را متهم می‌کند.
کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی‌ی ِ ستم‌گری بود
که به آواز ِ زنجیرش خو نمی‌کرد ــ
من با نخستین نگاه ِ تو آغاز شدم.
دیدگاه ها (۱)

زندگی من یعنی شیب خط گردنت وقتی به پهنای شانه ات می رسد یعنی...

کاش می‌دیدم چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است آه وقت...

کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی باران‌...

حال عجیبی دارم این روز هانه شوق دیروز نه امیدی به فردا نمیدا...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

dark life = 25

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

Between Sleep and Breath

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت سوممیدونم هیچکس جز ساداکو نمی...

چشمان‌ات راز ِ آتش است.و عشق‌ات پیروزی‌ی ِ آدمی‌ستهنگامی که ...

پروانه چشمان‌ات راز ِ آتش است. و عشق‌ات پیروزی‌ی ِ آدمی‌ست ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط