{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزم

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزم
تو باشی سبز خواهم ماند ، نباشی بی تو می ریزم

تو باشی نور خواهم خورد کبوتر وار از چشمت
دوباره شعر خواهم شد منی که از تو لبریزم

بمان خورشید مردادی ! ضریح آفتاب من!
کجای این شب خسته دل خود را بیاویزم

نگاهم کن ، نگاهم کن ، تماشای تو مهتابی!
هنوزم من دچار آن غزالان غزل ریزم

شبیه قله ای گنگم تو باید فاتحم باشی
بیا و باز فتحم کن تو ای ماه دلاویزم

شبی در برکه ی شعرم نسیم پیکرت پیچید
تو فرهادم شدی و من هنوزم با تو شیرینم
دیدگاه ها (۱)

چه زیبا گفت فروغ فرخزاد اگر م...

$$$

بزن گیتار که غم دارمتب دستاشو کم دارمبخون این قصه ی تلخی...ک...

ﮔـــﺂهی ...ﺩﻟم ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿم ﺑﺎﯾﺴﺘم ... ﺑﺎﺗﻤﺎﻡ ...

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزمتو باشی سبز خواهم ماند...

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزمتو باشی سبز خواهم ماند...

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزمتو باشی سبز خواهم ماند...

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزمتو باشی سبز خواهم ماند...

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزمتو باشی سبز خواهم ماند...

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزمتو باشی سبز خواهم ماند...

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزمتو باشی سبز خواهم ماند...

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزمتو باشی سبز خواهم ماند...

این پست رو تقدیم میکنم به همسرعزیزم که تمام زندگیمه...بمان ب...

صدایم کن که من پژواک شعری بس دل انگیزمکه از فـــــــواره ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط