{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزم

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزم
تو باشی سبز خواهم ماند ، نباشی بی تو می ریزم

تو باشی نور خواهم خورد کبوتر وار از چشمت
دوباره شعر خواهم شد منی که از تو لبریزم

بمان خورشید مردادی ! ضریح آفتاب من!
کجای این شب خسته  دل خود را بیاویزم

نگاهم کن ، نگاهم کن ، تماشای تو مهتابی!
هنوزم من دچار آن غزالان غزل ریزم

شبیه قله ای گنگم تو باید فاتحم باشی
بیا و باز فتحم کن تو ای ماه دلاویزم

شبی در برکه ی شعرم نسیم پیکرت پیچید
تو فرهادم شدی و من هنوزم با تو شیرینم
دیدگاه ها (۱)

شبی در شب ترین شبها، تو ماهم می شوی آیا؟تو تسلیم تماشای نگاه...

پریشان خاطرم امشب , دلآرامم کجاست؟آنکه با عشقش بسوزاند...

دوست دارم ساعتی با چشم تو خلوت کنمدر کنارت جا بگیرم با لبت ص...

از دست تو امشب شده فکرم متلاشیآرام نگیرم ، مگر از من شده باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط