{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کد خبر: ۲۹۲۳۱۵تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ - ۰۸:۴۸تعداد باز

کد خبر: ۲۹۲۳۱۵تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ - ۰۸:۴۸تعداد بازدید: ۳۶۱۱۰تعداد نظرات: ۳۵ نظراخبار روز » حوادث

جراحی بینی جان جوان آبادانی را گرفت

جوان آبادانی که برای جراحی بینی در بیمارستان بستری شده بود به کام مرگ تلخی فرو رفت.روزنامه ایران: جوان آبادانی که برای جراحی بینی در بیمارستان بستری شده بود به کام مرگ تلخی فرو رفت.این پسر 24 ساله که محمد تنگستانی نام دارد قرار بود یک جراحی بی‌خطر داشته باشد و هیچ کس تصور نمی‌کرد بازگشتی برای این جوان خندان روی تخت بیمارستان وجود ندارد.مادر داغدار «محمد» که باور ندارد پسرش با پای خود به بیمارستان رفته و حالا در سینه سرد خاک برای همیشه آرمیده است به خبرنگار شوک گفت: محمد ته‌تغاری خانه‌مان بود. پدرش چند سالی است که از دنیا رفته و او سال‌ها بود که به دلیل انحراف بینی قصد عمل جراحی داشت تا اینکه برای گرفتن نوبت به بیمارستان مراجعه کردیم و قرار شد 15 آذرماه عمل شود.وی افزود: وقتی آزمایشات پیش از جراحی صورت گرفت پزشک معالج زمان جراحی را به 20 دی ماه تغییر داد و قرار شد در ازای یک میلیون و 800 هزار تومان این جراحی صورت گیرد. محمد روز 19 دی ماه در بیمارستان بستری شد ولی این بار دیگر هیچ آزمایشی قبل از عمل روی وی صورت نگرفت. مادر گریان ادامه داد: ساعت 11:45 صبح بود که محمد را به اتاق عمل انتقال دادند. می‌خواستم پیش از عمل او را ببوسم که محمد گفت مگر می‌خواهم عمل قلب کنم و پس از آن پسرم به اتاق عمل رفت.حدود ساعت 1.5 ظهر بود جراحی بینی آغاز شد و تا ساعت 3.5 بعدازظهر ادامه داشت. روی صندلی کنار اتاق عمل نشسته بودم و دلشوره عجیبی داشتم چند بار زنگ آیفون اتاق عمل را زدم و حال پسرم را پرسیدم و پرستاران گفتند که جراحی با موفقیت انجام شده و جای هیچ نگرانی نیست و زمانی که محمد به هوش بیاید وی را از اتاق ریکاوری خارج خواهند کرد.وی ادامه داد: تقریباً ساعت 6 عصر بود که با اصرار خواستم پسرم را در اتاق ریکاوری ملاقات کنم و زمانی که بالای سر محمد رفتم او بدون هیچ تحرکی روی تخت دراز کشیده و عجیب اینکه یکی از دندان‌های جلویی‌اش نیز شکسته بود. علت بی‌تحرکی محمد را از پزشکان پرسیدم که آنها ابتدا به حضور من در اتاق ریکاوری اعتراض کردند و سپس پزشک بیهوشی گفت چیز زیاد مهمی نیست، پسرتان یکبار موقع جراحی به هوش آمده و همکارانمان مجبور شدند به او داروی بیهوشی تزریق کنند و این موضوع کاملاً طبیعی است و جای نگرانی ندارد و هیچ جوابی جز این دریافت نکردم. مادر محمد گفت: پسرم چند بار در اتاق عمل دچار تشنج شده بود. تقریباً ساعت 8 شب بود محمد را به آی‌سی‌یو انتقال دادند و هیچ جوابی که ما بدانیم چه به سر پسرم آمده ندادند. همه ساعاتی که پسرم در کما بود را در راهروی بیمارستان بودم و بدون حضور پسرم به خانه نرفتم. تقریباً ساعت یک صبح بود که کادر پزشکی آبادان درخواست آمپولی را از استان کردند که در شهر آبادان موجود نبود.مادر محمد ادامه داد: فردای روز عمل به مسئولان گفتم که اگر حال پسرم در اینجا خوب نمی‌شود محمد را به یک بیمارستان مجهز در مرکز استان انتقال دهیم؛ اما پزشکان گفتند حال پسرتان رو به بهبودی است و سطح هشیاری‌اش بسیار مساعد و خوب است و همه چیز در کنترل قرار دارد و اصلاً نباید محمد را از جایش تکان دهیم. پس از چند روز وقتی که دیدم حال پسرم تغییری نکرده نزد رئیس بیمارستان رفته و از وی خواهش کردم که اگر امکانش وجود دارد با هزینه خودمان یک پزشک معالج خوب از تهران بالای سرش بیاوریم تا وضعیت پسرمان را بررسی کند. وی این موضوع را قبول نکرد و گفت این باعث پایین آمدن کلاس بیمارستان می‌شود و ممکن است کسی که از بیرون بیاید بگوید که کادر پزشکی آبادان قادر به احیای بیماران خود نیستند و این موضوع وجهه خوبی برای بیمارستان ما ندارد. مادر محمد با چشمانی گریان ادامه داد: ما به فکر جان پسرمان بودیم و رئیس بیمارستان به فکر کلاس کاری خود و پرسنلش بود.حسین تنگستانی عموی محمد نیز گفت: بارها در طول این چند روز از رئیس بیمارستان درخواست آوردن متخصصان و اساتید و تشکیل شورای پزشکی برای بازگرداندن حیات به محمد کردیم حتی هزینه‌اش را خودمان می‌دادیم اما این بیمارستان می‌گفت با پزشکان و متخصصان در کشور آلمان در حال رایزنی هستیم و بگذارید ما کار خودمان را انجام دهیم و ما کارمان را خوب بلدیم و در کارمان دخالت نکنید. وی ادامه داد: زمانی که برادرزاده‌ام توسط دستگاه تقریباً هیچ هشیاری نداشت همه پزشکان می‌گفتند حالش رو به بهبود است اما طبق گزارش خود پزشکان بدن محمد پر از عفونت شده بود و هشیاری‌اش سطح پایینی داشته و این بیمارستان به دلیل نداشتن ام‌آر‌آی و سی‌تی‌اسکن محمد را برای انجام عکسبرداری به بیمارستان دیگری می‌برد که تقریباً 15 کیلومتر با آن فاصله دارد. این درحا
دیدگاه ها (۵)

این نتیجه نحوه تفکر آقای دکتر #پزشکیان است که حتی در اتاق عم...

هنوز دماغت گیر میکنه تو استکان چایی

......پارت هفتم......

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁵¹(نایون+...

دیدار باتو (پارت ۴)

زندگینامه شهید محمد زیارتی_تنگستان _بندرخورشهاب

🎥لحظه انفجار در بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر در جنگ رمضان...

رمان ونزدی آدامز کاپشن مهم

‏✅ پشت پرده ناوهای آمریکایی؛ از کپک‌زدگی دوش‌ها تا جیره دو ت...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط