گفته بودی بهتر است از عشق من پروا کنی

گفته بودی بهتر است از عشق من پروا کنی
در قفس می ماند آیا مرغ را پر وا کنی؟

بر خیالم ره مبند ، از حج واجب بهتر است
گر به روی بی پناهی نیمه شب در وا کنی

آنکه می بندد به پای تو دخیل عشق را
راه و رسم عاشقی این نیست از سر وا کنی

گل فروش شهر می بندد دکان خویش را
گر تو آن لبهای سرخ غنچه پرور وا کنی

توبه ی اهل خطا یکبار دیگر بشکند
بند زلفت را اگر در روز محشر وا کنی

روسری را باز کردی تا پریشانم کنی
من ندیدم ، می شود یکبار دیگر وا کنی؟!
دیدگاه ها (۲)

گفته بودی بهتر است از عشق من پروا کنیدر قفس می ماند آیا مرغ ...

طولانیه اما بخونید بسیار زیباس ● مشاعره ای بسیار جالب و در ع...

«زندونی»کجایی که تنهایی و بی کسیبا من آشنا کرده حس غموببین د...

کجایی که تنهایی و بی کسیبا من آشنا کرده حس غموببین داغ دوری ...

عالم و آدم بداند من گدای مجتبایمهر چه هستم هر چه باشم از برا...

خراسان می‎دهد بوی مدینه/ خراسان کوه غم دارد به سینهخراسان را...

فاطمه» با دست خود بر گل نوشت«مقنعه» دارند گلهای بهشتچهره گل ...

«فاطمه» با دست خود بر گل نوشت«مقنعه» دارند گلهای بهشتچهره گل...

«فاطمه» با دست خود بر گل نوشت «مقنعه» دارند گلهای بهشت چهر...

فال روز متولدین مهر:اگر به فکر خرید و فروش و یا بستن قرارداد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط