❤رزخلافکارمن♠️

پارت ۱۶
آریانا :
وقتی هواپیما بلندشد من خوابم بردوباصدای آشنایی بلندشدم بیدارشو چیه میگم بیدار شو دیدم هواپیما نشسته و آرسام بلند شده همراهش بلند شدم و باهم پیداشدیم سوار ماشین شدیم ووارد شهر شدیم دلم گوهی بد میدادو حال خوشی نداشتم وارد کوچمون شدیم اول کوچمون آگهی فوت بود ولی توجهی بهش نکرد بعدا از مامان می پرسم کی بوده آرسام ماشین پارک کرد رسیدیم در خونه وقتی آگهی هارو خوندم هیچی نفهمیدم آرسام این کیه مورده خانوم جونه دیدم آرسام سرشو پایین انداخته با جیغ گفتم این کیه وقتی آگهی روخوندم فقط صدای جیغ زن عموم اومد و دیگه هیچی نفهمیدم وخاموش شد همجا آریانا آریانا عزیزم بلند شو پاشو خانومم پاشو منو بیبین و ی نور روشن به چشمم خورد......
آرسام :
وقتی دیدم آریانا افتاده هیچی نفهمیدم فقط دویدم سمت آرینا و بلندش کردم بردمش سمت ماشین می دونستم اگه آریانا بفهمه از حال میره........
دیدگاه ها (۰)

پنهان عشق

My Boy❄

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴¹ویو میکا_____جیمین بلن...

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

پارت ۹ (ویو یونمین)«خب جونک‌کوک‌....ساعت ⁶:³² هست دیگه باید ...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

🌸 پارت ۲۹ — ویو آت 🌧️با چشم‌های پر از اشک از مدرسه بیرون اوم...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط