{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقت به دلم درآمد و شاد برفت

عشقت به دلم درآمد و شاد برفت

باز آمد و رخت خویش بنهاد برفت

گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین

بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت
دیدگاه ها (۱)

گفتم میشه نری ، گریه کرد .منم گریه ام گرفت راضی شدم که بره ....

جاده بی راهه

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

🔴 اینو نمی‌زارن بدونی...رتبه ۴ کنکور سراسری؛ جوانی که می‌توا...

‌#داستان_کوتاه🖤 پیرمرد مومنی که بخاطر فراموشی امام زمان (عجل...

#حکایت_قدیمی 🌿 حکایت ملانصرالدین و ارزن روی طنابروزی روزگاری...

P : 15

My professorChapter: 2Part: 112کمی ازش فاصله گرفتم و مشت‌های...

درودددددددددددددد ایرانییییییی

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط