{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#کمی_فکر!🌿

#کمی_فکر!🌿
تو گوشی قدیمیم دنبال یه شماره میگشتم دیدم اخرین پیامی که بهش دادم این بود که "انقدر حالم بده دلم میخاد بمیرم"
جالب اینجا بود که هر چی فکر کردم یادم نیومد بابت چی انقدر ناراحت بودم.خواستم بگم مطمئنا برای هممون پیش اومده این حال و احوال،پس روزای سختو جدی نگیرین،یه روزی میاد اصلا حتی دلیلشم یادتون نیست!
-ناشناس
•·❰ @spicialgirl ❱⛵️🍓-𝓎𝒶𝓈𝓲
دیدگاه ها (۲)

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

لبخند قاتلپارت⁴⁰ویو سلیندستم هنوز توی دست جونگ‌کوک بود.هوا س...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹³آروم نزدیک تخت رفتم.لب‌هام می‌لرزید.ب...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت یازدهم ۱۱

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

پارت 4۲تهیونگ به گوشیِ توی دستش نگاه کرد؛ شماره ناشناس بود. ...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 4به هرحال اون چیزی که نب...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط