چند شعر هاشور از لیلا طیبی

▪ چند شعر کوتاه (هاشور) از لیلا طیبی


(۱)
قلب‌های عاشق،
رنگ می‌بازند؛
اما،،،
رنگ عوض نمی‌کنند.


(۲)
آه ای روزگار!
لحظات بدت
بر ریل دلم
قطار شده‌اند...


(۳)
دست‌هایت چتر،
چشم‌هایم خیس،
بغلم کن،،،
توفان‌ سهمگینی در راه است!


(۴)
من،،،
آفتابگردانم!
وقتی خورشید من نباشد
دل به هیچ چراغ هرزه‌ای نمی‌بندم!


(۵)
پا به ماه‌ست ذهنم،
خیالت را!
چه وقت کودک آمدنت؛
-پا به خانه‌ام بگذارد؟!


(۶)
کرانه‌های "کازابلانکاست"
آبی‌ی نیلگونِ چشم‌هایت
وَ من،،،
کودکی که ناشیانه
دارد غرق می‌شود!


(۷)
غروب‌ِ که،
در شهرم ریشه می‌دواند؛
بذرِ خیالت را می‌پاشم...
***
حالا،
--دارمت!


(۸)
قلبم،،،
با هر کوبش-
نام تو را جار می‌زند!


(۹)
آه،،،
ای سببِ دلتنگی‌های من
کاش، از قاب عکس
--بیرون می‌زدی!



#لیلا_طیبی (رها)
#هاشور
دیدگاه ها (۲)

ای نفـس هایت همه دنیای مـن        درتپش های دلـت نجـوای مـن ...

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

چند پارتی بازی ممنوع

سوگندِ خون و برف» —“Oath of Blood and Snowتضادِ خشنِ دنیای م...

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

هم‌سلولی خطرناک (پارت آخر)× برو، قبل از اینکه پلیس پیدات کنه...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

{محکوم به لمس } part ۵ 杂交种 در میان یه شب تاریک و دلگیر با ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط