{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دردهای بی سر و ته ، تکه ی ریزی

از دردهای بی سر و ته ، تکه ی ریزی
جا مانده تنها چشمهایت گوشه ی میزی

بُغ کرده ای آرام و با من اشک می ریزی
دل بسته ای مثل عروسک ها به هرچیزی

گریه نکن این غصه را تکثیر خواهی کرد
این مرد را با گریه هایت پیر خواهی کرد

شاید به این حس نبودن هات می نازی
از خاطرات مُرده ات هم درد می سازی

حالا تو مشغولی و جمعی از تو ناراضی
تنها تو ماندی بازهم در آخر بازی

این غصه ها که مثل کابوسی به شب رفته
از دردهایت هم گذشته ، سمت تب رفته

ترسیده و از خواب هایت هم عقب رفته
گرمای یک بوسه که باز از روی لب رفته

حالا چطور این خواب را تعبیر خواهی کرد؟
آخر تو هم در بغض هایم گیر خواهی کرد

با عشق ، من را از سفر بیزار می کردی
هِی رفتنت را زیر لب تکرار می کردی

هر پنجره را آخرش دیوار می کردی
دیدی که می میرم ولی انکار می کردی

حالا چه مانده از تو جز یک هیچ افسرده
عکسی که در آغوش تنگ قاب ها مرده

مردی که حتی باورش را هم زنی برده
غیر از همان چشمان زیبای ترک خورده

چشمی که می دانست آخر دیر خواهی کرد
دیدگاه ها (۱)

آتشت سرد است و یخبندان تنمدوزخی می‌خواهد از عصیان، تنمسر کشم...

شبم شب تر از هر شب استدو دیده تَر و این تنم در تب استرسد شای...

می توان با شعر هم اعجاز کردچون کبوتر با غزل پرواز کردهر که د...

تو کز نجابت صدها بهار لبریزیچرا به ما که رسیدی همیشه پاییزی؟...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

زخم فراموشی

🖤 پارت ۳۴ | «نقطه‌ضعف»لانا به پدرش خیره شد.— «تو از اول می‌د...

dark life = 33

سناریو جونگکوک

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 2️⃣0️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣنه شب، برای اولین‌با...

سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...[هیونگ لاین]نامجون:با تک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط