╭─── 🩸🌹 ───╮
╭─── 🩸🌹 ───╮
رزهای خونین
پارت دهم
یونا با عصبانیت به مرد خیره شد.
یونا: حق نداری دربارهی مادرم اینطوری حرف بزنی!
مرد: میدونم باورش سخته، اما باید نامه رو بخونی.
یونا پاکت رو باز کرد. داخلش عکسی قدیمی از مادرش بود؛ کنار مردی که یونا تا حالا ندیده بود.
یونا: این مرد کیه؟!
تهیونگ با دیدن عکس، ناگهان از جاش بلند شد.
تهیونگ: این عکس رو از کجا آوردی؟!
مرد: از وسایل مادرش.
تهیونگ با عصبانیت گفت:
تهیونگ: این غیرممکنه... اون مرد پانزده سال پیش مرده!
یونا با نگرانی به تهیونگ نگاه کرد.
یونا: شما دوتا از کجا همدیگه رو میشناسین؟!
مرد: چون پدرت...
صدای برخورد لیوان با زمین حرفش رو قطع کرد.
تهیونگ: ساکت شو!
یونا: پدرم؟! من که از بچگی شنیدم پدرم مُرده!
مرد با تلخی نگاهش کرد.
مرد: چون کسی که تو تمام این سالها پدرت صداش میکردی، پدر واقعیت نیست.
یونا با ناباوری به نامه خیره شد.
اما درست وقتی خواست ادامهش رو بخونه، تهیونگ نامه رو از دستش گرفت.
یونا: هی! داری چیکار میکنی؟!
تهیونگ: هنوز وقتش نرسیده.
یونا: دیگه برای من تصمیم نگیر!
این بار یونا نامه رو از دستش کشید و محکم گفت:
یونا: این زندگی منه؛ خودم حقیقتش رو پیدا میکنم!
🌹🩸
╰─── 🖤 ───╯
رزهای خونین
پارت دهم
یونا با عصبانیت به مرد خیره شد.
یونا: حق نداری دربارهی مادرم اینطوری حرف بزنی!
مرد: میدونم باورش سخته، اما باید نامه رو بخونی.
یونا پاکت رو باز کرد. داخلش عکسی قدیمی از مادرش بود؛ کنار مردی که یونا تا حالا ندیده بود.
یونا: این مرد کیه؟!
تهیونگ با دیدن عکس، ناگهان از جاش بلند شد.
تهیونگ: این عکس رو از کجا آوردی؟!
مرد: از وسایل مادرش.
تهیونگ با عصبانیت گفت:
تهیونگ: این غیرممکنه... اون مرد پانزده سال پیش مرده!
یونا با نگرانی به تهیونگ نگاه کرد.
یونا: شما دوتا از کجا همدیگه رو میشناسین؟!
مرد: چون پدرت...
صدای برخورد لیوان با زمین حرفش رو قطع کرد.
تهیونگ: ساکت شو!
یونا: پدرم؟! من که از بچگی شنیدم پدرم مُرده!
مرد با تلخی نگاهش کرد.
مرد: چون کسی که تو تمام این سالها پدرت صداش میکردی، پدر واقعیت نیست.
یونا با ناباوری به نامه خیره شد.
اما درست وقتی خواست ادامهش رو بخونه، تهیونگ نامه رو از دستش گرفت.
یونا: هی! داری چیکار میکنی؟!
تهیونگ: هنوز وقتش نرسیده.
یونا: دیگه برای من تصمیم نگیر!
این بار یونا نامه رو از دستش کشید و محکم گفت:
یونا: این زندگی منه؛ خودم حقیقتش رو پیدا میکنم!
🌹🩸
╰─── 🖤 ───╯
- ۲۲۲
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط