ظهور ازدواج )

ظهور ازدواج )
پارت ۲۰

جدي باز دستاشو روي ميز به هم قفل کرد و خيلي محکم
گفت
ترینر :چيزي من و تو..قبولش بكني و يا حق نداري جايي بازگوش
که من ازت میخوام مثل یه رازه..یه راز بین
و خشك گفت: در غیر اینصورت بلايي به سرت میارم که دیگه تا اخر عمرت نتوني چيزي رو بازگو کني..
لرزون و نگران سر به باشه تکون دادم. دل تو دلم نبود که بفهمم این چه کاریه..
ترينر : بابت کاری که میخوام برام بكني حدود۲۰۰ ميليون دلار بهت میرسه...۲۰۰میلیون دلار در پایان کار و در هنگام
کار ماهانه ۳۰۰ هزار دلار.
دهنم از شوك خشك خشك شده بود و به زور و و ناباور گفتم
الا : ۲۰۰ میلیون دلار در حالیکه حقوق ماهانه هم دارم؟
جدي قهوه شو مزه کرد و گفت
ترینر :اره..
شوکه و دهن باز خیره شدم بهش. خداي من.. با این همه پول نه تنها زندگي من بلکه زندگي همه ادمهاي محله منو میشد تکوند خراب کرد و از نو ساخت. گنگ گفتم این این چه کاریه که انقدر درآمد داره؟
با شك گفتم
الا :خلافه نه؟
هول گفتم
الا : اهل خلاف نیستم..
و تند بلند شدم که خشن گفت بشین..هنوز حرفم تموم نشده
نگاهم رو کشیدم روش و با دیدن اخم و صورت خيلي جديش اروم و بي اختیار سرجام نشستم. سرفه اي زد و گفت
ترینر : هیچ وقت قبل تموم شدن حرفم بلند نشو.
گیج گفتم
الا : خوب چرا تمومش نمیکنین؟چه کاریه؟
شونه بالا انداخت و گفت: ۹ماه صبر.
منگ گفتم: چي؟
ترینر حدود سال دیگه ۲۰۰ میلیون دلار تو دستاته درحالیکه علاوه بر اون هرماه از این ۱سال ۳۰۰ هزار دلار گرفتي.. داشت وسوسه ام میکرد و به طريقي موفق هم شده بود. فکر اینکه با این پول چه تغییراتی میتونم یه خودم و زندگیم بدم از همین الان ذهنمو مشغول کرده بود..
با این پول همه چیز درست میشد..همه چیز.. اما..
اما.. کلافه و بي طاقت گفتم
الا : در عوضش؟تو این ۱سال باید براتون چیکار کنم؟
عمیق نگاهم کرد. گنگ سرتکون دادم.
ترینر: میدونم كمي غير عاديه..
چشمامو باريك كردم. محکم گفت: بچه..
گیج گفتم متوجه نشدم؟چي؟بچه؟
لباشو تر کرد و گفت
دیدگاه ها (۱)

۱۴ میلیون تومان از جیب هر ایرانی برداشته شد/ پول کالابرگ بیش...

🤣 آقایان عزیز یک توصیه برادرانه! 🤣🚨 از زن‌هاتون پول قرض نگیر...

P³⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.23(روایت از زبان ا.ت)...

گفتم: مروارید خوابه. بیدارش نکن. گناه داره.رضا نگاهم کرد. یه...

چند پارتی (درخواستی)

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

پارت ۴۵

وقتی دوست صمیمیشی دوست دختر داشت ولی یه روز .. . اون کوک بود...

«نفرت و عشق».📖 فصل اول – پارت دوم🚬 [از زبان پریسا]محکم دستمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط