My cute introvert

My cute introvert
٪پس پسرم عاشق شدههههههه
_یواششش مامان همه فهمیدن
٪فردا راه میوفتیم، بگو ببینم این دختر خوش شانس کیه؟
_هم دانشگاهیمه، بعد فارغ التحصیل شدنمون هم عروسی میگیریم
٪فکر خوبیه، دیگه اخر دانشگاهته موقع زن گرفتنت بود
_اوماااا، هنوز خیلی زوده برا زن گرفتنم، خودم خواستم
٪با بابات راجبش صحبت میکنم،خداحافظ عاشق مامان
_اومااا، خداحافظ
_خبببببب، ازونجایی که هنوز ساعت نه عه، باید یه فکری برای این سیاهچاله بکنم
_هعععییی، چاره ای نیست باید برم اشپزی کنم، عیب نداره میگذره، زن میگیرم حل میشه.
داشتم با خودم حرف میزدم که صدای در اومد. درو باز کردم.
+سلامممم
_سلام
+شام نخوردی، درسته؟
_اره، چطور؟
+پیتزا سفارش دادم، بیست دقیقه دیگه میاد
_بابا دمت گرم
+خبببب، کیدراما چی میبینی؟
_نمیدونم،میزنیم ببینیم چی داره دیگه
بیست دقیقه بعد...
پیتزا هارو خوردیم،اخرای فیلم بود که دیدم ا.ت خوابش برده. روی تخت گذاشتمش و خودمم خوابم برد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت اخر از رگ گردن به شما نزدیک تر است😖
دیدگاه ها (۰)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

پارت : ۲۹ادامه ....ا.ت : کلی بازی کردیم و بعد اعضا و سوگمین ...

֗  ֗   ִ  ۫   ˑ      ֗   ִ       ᳝ ࣪     ִ  ۫   ˑ  ֗   ִ  ۫ ...

I'm not jealous part 15با خوردن زنگ آخر کش و قوسی به بدنم دا...

می‌خوام یه اعتراف کنم!من چند سال پیش دیوانه وار عاشق شدم، وق...

می‌خوام یه اعتراف کنم!من چند سال پیش دیوانه وار عاشق شدم، وق...

رمان بغلی من پارت۱۷۶و۱۷۷و۱۷۸و۱۷۹دیانا: اذیتم نکن بزارم زمینا...

رمان جونکوک

همه مردا همینن!قرار بود امروز آخرین نامه‌ای باشد که برایت می...

یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود نبود و آب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط