♡ ماه سفید من ♡

♡ ماه سفید من ♡
پارت : ۱۲

تهیونگ : نگران نباش خبره خوبه ( خوشحال )
ا/ت : خب چرا اینجوری گفتی ترسیدم ، خب حالا خبر چی هست ؟
تهیونگ : خب یه مهمونی دعوت شدیم
ا/ت : خب؟
تهیونگ : بالاخره میتونم ترو به مامان و بابام معرفی کنم
ا/ت : حالا ساعت چند هست ؟
تهیونگ دو ساعت دیگه
ا/ت: باش پس من برم یه دوش بگیرم
تهیونگ : منم بیام ( کیوت )
ا/ت : نه و درضمن قیافت رو اونجوری نکن
ادمین : بعله و اینجوری چس بازیا
ا/ت : چیه حسودیت شد ؟
ادمین : داستان ادامه بده
ا/ت ویو :
رفتم یه دوش گرفتم و از حموم اومدم بیرون
ادمین : قابل توجه منحرفان عزیز ا/ت حوله داشت و تهیونگ تو اتاق نبود
رفتم سمت کمد درش رو باز کردم هیچ لباس خوشگلی نداشتم که یهو تهیونگ با یه لباس خوشگل اومد تو اتاق
تهیونگ : دیری دیرین اینم یه لباس خوشگل برای یه خانم خوشگل
ا/ت : وای مرسی ( خوشحال )
تهیونگ : این لباس رو میخوای ؟
ا/ت : آره
تهیونگ : یه شرط داره ، همیشه اینجوری بخندی
ادمین: ( ادمین حالش بد شده و الان نیست )
ا/ت : خب دیگه حالش بد شد بریم سر داستان
۵ مین بعد :
تهیونگ : بریم ؟ داره دیرمون میشه
ا/ت : آره بریم وایسا الان میام
که یهو ...ادامه دارد


اسلاید دوم : لباسی که تهیونگ داد به ا/ت تا باهاش برا مهمونی
دیدگاه ها (۱)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

تکپارتی جونگ کوک

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط