legacy of ashes
P⁴
نیم ساعت بعد جونگکوک وقتی بیدار شد توی اتاقی بود، که بوی عطر اشنایی میومد، کمی بعد متوجه شد این بو متعلق به عطر تهیونگ است، بوی عطر تهیونگ کل اتاق رو پر کرده بود، کمی بعد ویندوزش بالا اومد و فهمید توی عمارت شخصی تهیونگه، تهیونگ وارد اتاق شد، و به سمت کمد رفت، و جعبه ی کمک های اولیه رو بیرون اورد و به سمت تختی که جونگکوک روی ان خوابیده بود رفت، روی لبه ی تخت نشست و جعبه ی کمک های اولیه رو باز کرد، نگاهش دیگر ان نگاه سرد و بی رحم نبود،یه نگرانی پنهانی توی چشم هاش موج میزد، وقتی لباس خونی جونگکوک رو بالا زد تا زخمش را ببیند و درمان کند، تهیونگ دستش رو به سمت زخم برد، جونگکوک به خاطر گرمای دست های تهیونگ که به پوست سردش خورد لرزید
تهیونگ در حالی که با دقت زیاد زخم جونگکوک رو پانسمان میکرد، ارام گفت
« انگار زیادی هدفت واست مهمه که حاضری براش خودتو بکشی، جالبه و خوب هم هست، راستش خوشم اومد، روحیه ی انتقام جو و سر سختی داری، همین هم باعث میشه که به چیز هایی که میخوایی برسی »
جونگکوک که تموم مدت در حال نگاه کردن به دست های تهیونگ بود که داشت زخمش رو پانسمان کرد، ضربان قلب هردو به طرز عجیبی تند تر از قبل میزد جوری که جونگکوک احساس میکرد الانه که قلبش از سینه اش بیرون بزند، حتی خودش نمیدونست چرا قلبش اینجوری میتپد، کمی بعد تهیونگ کارش تمام شد دستش را از بدن جونگکوک عقب کشید و وسایل رو توی جعبه انداخت از روی تخت بلند شد به سمت همون کمدی که ازش جعبه ی کمک های اولیه رو ازش بیرون اورد رفت و سر جایش گذاشت، بعد دوباره به سمت جونگکوک چرخید و بهش نگاهی انداخت و اروم و با صدایی که کمی نگرانی توش بود سعی میکرد پنهونش کنه رو به جونگکوک گفت
« فعلا اینجا میمونی، تا موقعی که زخم هات خوب میشن، از این عمارت هم بیرون نمیری....تو از الان همکار من و زیر دستم حساب میشی، پس این یه دستوره »
تهیونگ بعد از حرفش به سمت در اتاق راه افتاد و دستگیره ی در را اروم گرفت و چند لحظه بعد از اتاق خارج شد، همین که تهیونگ از اتاق بیرون رفت جونگکوک احساس کرد تموم دیوار های دفاعی که دور قلبش و خودش کشیده بود، یکی یکی در حال فرو ریختن بودن، او هدفش و انتقام بود، نه اینکه تحت تأثیر مهربونی های الکی تهیونگ البته از نظر خودش الکی قرار بگیره.....
شرط بزارم یا نه
فعلا نمیزارم ولی حمایت کنید هر وقت نوشتم میزارم فقط خدا میدونه کی مینویسم😁
راستی بگید پیج قبلیم درست شد از مسدودی بیرون اومدم بگید که توی کدومشون فیک هارو بزارم اینجا یا این
@jeon_giso
لطفاً همه بگید
نیم ساعت بعد جونگکوک وقتی بیدار شد توی اتاقی بود، که بوی عطر اشنایی میومد، کمی بعد متوجه شد این بو متعلق به عطر تهیونگ است، بوی عطر تهیونگ کل اتاق رو پر کرده بود، کمی بعد ویندوزش بالا اومد و فهمید توی عمارت شخصی تهیونگه، تهیونگ وارد اتاق شد، و به سمت کمد رفت، و جعبه ی کمک های اولیه رو بیرون اورد و به سمت تختی که جونگکوک روی ان خوابیده بود رفت، روی لبه ی تخت نشست و جعبه ی کمک های اولیه رو باز کرد، نگاهش دیگر ان نگاه سرد و بی رحم نبود،یه نگرانی پنهانی توی چشم هاش موج میزد، وقتی لباس خونی جونگکوک رو بالا زد تا زخمش را ببیند و درمان کند، تهیونگ دستش رو به سمت زخم برد، جونگکوک به خاطر گرمای دست های تهیونگ که به پوست سردش خورد لرزید
تهیونگ در حالی که با دقت زیاد زخم جونگکوک رو پانسمان میکرد، ارام گفت
« انگار زیادی هدفت واست مهمه که حاضری براش خودتو بکشی، جالبه و خوب هم هست، راستش خوشم اومد، روحیه ی انتقام جو و سر سختی داری، همین هم باعث میشه که به چیز هایی که میخوایی برسی »
جونگکوک که تموم مدت در حال نگاه کردن به دست های تهیونگ بود که داشت زخمش رو پانسمان کرد، ضربان قلب هردو به طرز عجیبی تند تر از قبل میزد جوری که جونگکوک احساس میکرد الانه که قلبش از سینه اش بیرون بزند، حتی خودش نمیدونست چرا قلبش اینجوری میتپد، کمی بعد تهیونگ کارش تمام شد دستش را از بدن جونگکوک عقب کشید و وسایل رو توی جعبه انداخت از روی تخت بلند شد به سمت همون کمدی که ازش جعبه ی کمک های اولیه رو ازش بیرون اورد رفت و سر جایش گذاشت، بعد دوباره به سمت جونگکوک چرخید و بهش نگاهی انداخت و اروم و با صدایی که کمی نگرانی توش بود سعی میکرد پنهونش کنه رو به جونگکوک گفت
« فعلا اینجا میمونی، تا موقعی که زخم هات خوب میشن، از این عمارت هم بیرون نمیری....تو از الان همکار من و زیر دستم حساب میشی، پس این یه دستوره »
تهیونگ بعد از حرفش به سمت در اتاق راه افتاد و دستگیره ی در را اروم گرفت و چند لحظه بعد از اتاق خارج شد، همین که تهیونگ از اتاق بیرون رفت جونگکوک احساس کرد تموم دیوار های دفاعی که دور قلبش و خودش کشیده بود، یکی یکی در حال فرو ریختن بودن، او هدفش و انتقام بود، نه اینکه تحت تأثیر مهربونی های الکی تهیونگ البته از نظر خودش الکی قرار بگیره.....
شرط بزارم یا نه
فعلا نمیزارم ولی حمایت کنید هر وقت نوشتم میزارم فقط خدا میدونه کی مینویسم😁
راستی بگید پیج قبلیم درست شد از مسدودی بیرون اومدم بگید که توی کدومشون فیک هارو بزارم اینجا یا این
@jeon_giso
لطفاً همه بگید
- ۷.۵k
- ۲۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط