{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز رفتم پارک دیدم یه دختره خیلی غمگین رو نیمکت نشسته و

دیروز رفتم پارک دیدم یه دختره خیلی غمگین رو نیمکت نشسته و به زمین نگاه میکنه
.
.
.
رفتم یه گل چیدم و دادم دستش
پرسید: ماله منه؟
گفتم بله
یه لبخند گوشه ی لبش نشست
.
بعد رفتم به باغبون گفتم: اون دخترو میبینی اونجا نشسته؟ هر روز میاد گلهای پارک رو میکنه!
.
.
.
باغبون هم با بیل افتاد دنبالش
.
پس چی!!!
فکر کردی من اهل این جلف بازیام؟؟
فقط میخواستم ببینم یه دختره غمگین با چه سرعتی میتونه بدووه
دیدگاه ها (۴)

رومان قطره قرمز (پارت 7)

From hate to lovePart::2دیدم همون پسره است که بهم گفت+ پا نش...

فیک تهیونگ

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

Which onepart 15من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم معلوم ن...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸ات: ببین یا قبول میکنی به من کمک کنی یا سرنوشت عین باد...

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۱۶ ویو لارا: ساعت هفت بود که بلند شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط