{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸
ات: ببین یا قبول میکنی به من کمک کنی یا سرنوشت عین بادیگارد قبلی میشه
ریچارد: میتونم بدونم تو چی باید کمک کنم؟
ات: میخوام مافیا بشم
ریچارد: کمکت میکنم
ات: ها؟
ریچارد: گفتم کمکت میکنم
ات:مرسی
ریچارد: فقط باید چیکار کنم؟
ویو فردا
ریچارد ویو صبح پاشدم آماده شدم سمت کلابی که ات میگفت ات چون سنش کم بود نمیتونست بیاد اینجور جاها پس من جاش میام
رفتم دیدم یه پیر مرد اونجا نشسته فک کنم پارک همونه
رفتم سمتش نشستم صندلی جلوییش
پارک: کیم که میخواست با من مسابقه بده تویی؟
ریچارد: من نیستم من زیر دستشم
پارک: پس خودش کجاس؟
ریچارد: کار داشت نتونست بیاد
پارک:اگه کار داشت چرا گفت من بیام وقتمو تلف کنم
ریچارد: وقتت حدر نمیره با من معامله میکنی
پارک لیوان آبجو شو برداشت آبجوی توی لیوان یکم چرخوند
پارک:حالا سر چی میخواد شرط ببنده؟(یکم از آبجوش خورد)
ریچارد:باندت
پارک آبجوش پرید تو دهنش
پارک: او چه آدم شجایی
پارک:اگه من ببرم چی بهم میرسه؟
ریچارد:میتونه خدمتکارت بشه
پارک: خودم زیاد بود خدمتکار دارم
ریچارد: چی میخوای؟
پارک: اگه بردم یه دختر میخوام
//پارک نمدونه کیم یا همون ات دختره//
ریچارد: قبوله
پارک: بعدا میبینمت همراه رییست
ریچارد: خدافظ
ریچارد پاشد و رفت خونه خودش
ات ویو
امروز برای مدیرمون کار پیش اومده بود برای همین دانشگامون تعطیل بود پس امروز قرار بود زودتر با اعضا بریم تمرین سر صبحونه بودیم و ساعت تقریبا یه ربع به نه بود و ما ساعت نه باید بریم کمپانی
کوک: من میخوام برم یه دوش کوتاه بگیرم بیام
ته: نه من میخوام برم
کوک: من زودتر گفتم
ته: من زودتر میخواستم
کوک: من واجب ترم و بیشتر تو دوربینم
ته: نه من بیشتر تو دوربینم
ات که دید داره دعوا میشه
ات: پاشین دوتایی برین کارتون زودتر تموم میشه
نامی: ات؟
ات: بله؟
نامی: آخه دوتایی؟
ات: کسی نمیفهمه که بعد چندسال دوستی باهم یه حموم نمیرن؟من اوسکلم؟
تهکوک: باشه باشه باهم میریم
صبحونه تموم شد و تهکوک رفتن حموم
ویو نه و نیم
همه اعضا آماده ان و تهکوک هنوز حمومن
ات: چرا اینا نمیان؟
جین: یه حموم انقد طول میکشه؟
شوگا: میدونستم نباید بزاریم هیچ کدوم برن
ات: من میرم ببینم چرا نمیان؟
ات رفت جلو حمومو در زد
ات: چرا انقد طول میدین؟(بلند)
کوک: ات یه چی بگم نمیخندی؟
ات: نه بگو
ته: ات دو ساعته صابون افتاده هیچ کدوممون جرعت نمیکنیم خم شیم برداریم
ات: ببین خم نشید جونگکوک بشین صابونو بردار
جونگکوک: از اول بگو
ات: کلن ده دقیقه وقت دارین ده دقیقتون بشه یازده میریم
ته: باشه
ده دقیقه بعد
تهکوک حمومشون تموم شد و آماده شدن رفتن کمپانی
ویو تو کمپانی
....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دیدگاه ها (۴)

☆★خلاصه رمانی که پارسال میخواستم بنویسم و هر شب بهش فک میکرد...

☆من میخوام درس بخونم ولی خود درسام میخوان من به بی تی اس برس...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸✦ویو موقع رسیدن پلیسpov: ات رو شونه مبینا داره گریه می...

dark love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط