سناریو بنگ چان پارت ۱ BANG CHAN

یک ماه عه که بنگ چان رو ندیدی و بعد از یک ماه دوباره اومده پیشت باهم رفتین بیرون دارین پیاده راه میرین که بنگ چان دستت رو میگیره و باهم حرف میزنین بعد از ۲ ساعت بر میگردید خونه یکم کار هایه خونه رو میکنین بعد که کار هاتون تنوم میشه بنگ چان میاد رو مبل کنارت میشینه میچرخونتت و میزارتت رو پاش و از پشت بغلت میکنه و سرش رو میزاره رو شونَت و حرف میزنین و تو ازش راجب موزیک ویدیو عه جدیده اِسکیز(SKZ) میپرسی و بعد از چن دیقه بنگ چان موضوع رو اوز میکنه و راجب ازدواج باهات حرف میزنه و تو یکم تعجب میکنی بعد از نیم ساعت که دارین حرف میزنین گوشیت زنگ میخوره و هر دوتاتون میبینین که نوشته "MOM" (مامان) بعد بنگ چان حرف نمیزنه و نفس نمیکشه که صداش نره بعد یکم با مامانت حرف میزنی و میگه کجایی و تو اَلَکی بهش میگی که با اعضا(منظورم استری کیدز عه STRAY KIDS) دارم تمرین میکنم بعد از ۱۰ دیقه قط میکنی و بنگ چان یکم نفس میکشه و بیهوش میشه بعد تو که میبینی اینجوری شد کلی سعی میکنی بیدارش کنی بعد که میبینی نمیتونی گریت میگیره و اَشک هات میریزه رو صورت بنگ چان بعد از نیم ساعت که داری گریه میکنی بنگ چان کم کم بیدار میشه اروم اروم میره لَبِه عه بآلکُن و خیلی اروم میگه منو بگیر بعد تو سریع میری سمتش و میگیریش و کمرت میخوره به لَبِه عه میخ و یه لحظه بغض میکنی که اگه سَره بنگ چان میخورد به میخ بعد خودتو جم میکنی و بنگ چان رو میبری میزاری رو تخت و میای بیرون ساعت هایه ۷ که تاریکه بنگ چان بیدار میشه و میفهمه شب شده بعد اروم میاد بیرون و چون تو حالت خواب و بیداری عه پاش به میز گیر میکنه و سرش میخوره لبه عه میز تلویزیون میفته رو زمین بعد بلند میشه میشینه و دستشو میزاره رو سرش و بعد دستشو میبینه خونی عه بعد تو رو میبینه تو بالکن که با چاقو تو بالکن وایسادی و ازت خون میریزه بعد میاد پیشت و میبینه داری میفتی و میگیرتت و گریش میگیره و دستش رو میزاره رو زخمت که یکم جلو خون ریزیت رو بگیره بعد تو دست میزاری رو سرش و نازش میکنی و کم کم خوابتون میبره بعد بنگ چان ساعت هایه ۳ صبح بلن میشه میبرتت زخمت رو باند میبنده لباست رو اوز میکنه و میزارتت رو تخت ولی تو هنوز خوابی و نفهمیدی بعد بنگ چان میره بالکن رو تمیز میکنه میره حموم و لباسشو اوز میکنه (یه شلوارک سبزه تیره و پیرهنه نازک سفید میپوشه ) بعد میاد کتارت دراز میکشه و بعد از یک ساعت میخوابه بعد تو ساعت ۷ صبح ما میشی یه نگاه به لباست میکنی و بانده رو شکمت و یه نگاه به بنگ چان میکنی که لباسش خونی عه بعد اول میگی خونه منه ولی
دیدگاه ها (۱۸)

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده روی تخت خواب بودین که...

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

سناریو بلولاک وقتی موهاشونو واسشون شونه میکنیمایساگی: خجالت ...

رمان بهترین من،پارت۲☆چویا سرشو رو زمین میزاره*گوشی چویا زنگ ...

پارت۴بکجین داره کتاب میخونه بلند میشه تا بره و به باکو یهچیز...

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆چیفویو☆‌_کیوت و خجالتی ‌...

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده جین درحال آشپزی یاد د...

تکپارتی جونگ کوک

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط